پرش به محتوای اصلی
شمس مغربی شمس مغربی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۹

بیا ز چهره خوبان جمال خود را ببین

ز خط و خال بتان خط و خال خود را بین

ز شکل و هیاءت و رخسار و ابروی خوبان

به بدر خویش نظر کن هلال خود را بین

بیا بعزم تماشا بکاینات نظر

ظهور صورت علم و خیال خود را بین

دلم که هست ترا آینه در او بنگر

اگرچه مثل ندارد ندارد مثال خود را بین

ز اعتدال قد سرو هر پریرویی

بقدر خویش مگر اعتدال خود را بین

بسوی دل نظری کن که حال دل عجب است

ز حال طرفه او طرفه حال خود را بین

بحال چاره گری حسن کامل خود را

نگر در آینه دل کمال خود را بین

بفقر و فاقه و ذل و تواضعش منگر

غنا و عزت و جاه و جلال خود را بین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۱ای همه صفات من آینه صفات تو
  2. شمارهٔ ۱۵۲هیچکسی به خویشتن ره نبرد به سوی او
  3. شمارهٔ ۱۵۳آنکه عمری در پی او می‌دویدم سو‌ به سو
  4. شمارهٔ ۱۵۴صفت و شکل و دهانش بزبان هیچ مگو
  5. شمارهٔ ۱۵۵عشق من حسن ترا درخور اگر هست بگو
  6. شمارهٔ ۱۵۶بیا دلا به کجا خورده‌ای شراب بگو
  7. شمارهٔ ۱۵۷آن مرغ بلند آشیانه
  8. شمارهٔ ۱۵۸آن که خود را مینماید در رخ خوبان چو ماه
همه‌ی غزلیات ←

شمس مغربی درباره‌ی شمس مغربی

ملا محمد شیرین مغربی تبریزی معروف به شیرین یا ملامحمد شیرین و مشهور به شمس مغربی (۷۴۹–۸۰۹ هجری) صوفی و شاعر ایرانی نیمه دوم قرن هشتم هجری است. سال و محل وفات وی را یکی از سالهای ۸۰۹ تا ۸۱۰ قمری در سرخاب تبریز نوشته‌اند. وی در حظیره بابافرید به خاک سپرده شده است. علت ناموری و تخلص وی به مغربی را عده‌ای سفر او به مغرب و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.