پرش به محتوای اصلی
شمس مغربی

شمس مغربی

غزلیات

۱۹۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ هر زمان خورشید او از مشرقی سر بر کند
  2. شمارهٔ ۶۲ بتم باهر سری هر سو سروکار دگر دارد
  3. شمارهٔ ۶۳ تا که خورشید من از مشرق جان پیدا شد
  4. شمارهٔ ۶۴ پا ز حد خویش بیرون نمیباید نهاد
  5. شمارهٔ ۶۵ نشان و نام مرا روزگار کی داند
  6. شمارهٔ ۶۶ دل ما هر نفسی مشرب دیگر دارد
  7. شمارهٔ ۶۷ مَهَت هر لحظه از کو می‌نماید
  8. شمارهٔ ۶۸ دل همه دیده شد و دیده همه دل گردید
  9. شمارهٔ ۶۹ دلی نداشتم آنهم که بود، یار ببرد
  10. شمارهٔ ۷۰ ز قدت سرو بستان آفریدند
  11. شمارهٔ ۷۱ از جنبش این دریا هر موج که برخیزد
  12. شمارهٔ ۷۲ شاه بتان ماه رخان عرب رسید
  13. شمارهٔ ۷۳ جانم از پرتو روی چنان می‌گردد
  14. شمارهٔ ۷۴ مرا بفقر و فنا افتخار میباشد
  15. شمارهٔ ۷۵ رخت هر دم جمالی مینماید
  16. شمارهٔ ۷۶ رخت گرچه چو خورشید فلک مستور می‌باشد
  17. شمارهٔ ۷۷ چون عکس رخ دوست در آینه عیان شد
  18. شمارهٔ ۷۸ دلی که با رخ زلف تو همنشین باشد
  19. شمارهٔ ۷۹ بی نقاب آن جمال نتوان دید
  20. شمارهٔ ۸۰ نهان بصورت اغیار یار پیدا شد
  21. شمارهٔ ۸۱ دلی دارم که در روی غم نگنجد
  22. شمارهٔ ۸۲ مست ساقی خبر از حام و سبوئی دارد
  23. شمارهٔ ۸۳ اگر ز جانب ما ذلت و نیاز نباشد
  24. شمارهٔ ۸۴ مرا دلیست که در وی بغیر دوست نگنجد
  25. شمارهٔ ۸۵ رخ زیبای تو را آینه ای میباید
  26. شمارهٔ ۸۶ ز دریا موج گوناگون برآمد
  27. شمارهٔ ۸۷ می حدیثی از لب ساقی روایت می کند
  28. شمارهٔ ۸۸ سلطان، سرِ تخت شهی کرد تنزّل
  29. شمارهٔ ۸۹ بی پرتو رخسار تو پیدا نتوان شد
  30. شمارهٔ ۹۰ دل من هر نفسی از تو تجلّی طلبد
  31. شمارهٔ ۹۱ دل از بند من بیدل رها شد
  32. شمارهٔ ۹۲ ایجمال تو در جهان مشهور
  33. شمارهٔ ۹۳ مینماید هر زمانی روئی از ابرویی دگر
  34. شمارهٔ ۹۴ از سوادالوجه فی الدارین اگر داری خبر
  35. شمارهٔ ۹۵ دیده سرگردان و نور دیده دایم در نظر
  36. شمارهٔ ۹۶ ای حسن ترا دیده ما گشته به دیدار
  37. شمارهٔ ۹۷ میفرستد هر زمانی دوست پیغامی دگر
  38. شمارهٔ ۹۸ اندر آمد ز در خلوت ما یار سحر
  39. شمارهٔ ۹۹ ای آخر هر اول و ای اول هر آخر
  40. شمارهٔ ۱۰۰ نخست دیده طلب کن پس آنگهی دیدار
  41. شمارهٔ ۱۰۱ نیست پنهان حق ز چشم مردمان و حق شناس
  42. شمارهٔ ۱۰۲ میکند بر دل تجلی مهر رویش هر نفس
  43. شمارهٔ ۱۰۳ طریق مدرسه و رسم خانقاه مپرس
  44. شمارهٔ ۱۰۴ دلا گر دیده ای داری بیا بگشا بدیدارش
  45. شمارهٔ ۱۰۵ دل من آیینه تست مصفا دارش
  46. شمارهٔ ۱۰۶ مرا ز من بستان دلبرا بجذبه خویش
  47. شمارهٔ ۱۰۷ او چون فکند خویش تو خود را میفکنش
  48. شمارهٔ ۱۰۸ مرا از رویِ هر دلبر، تجلّی می‌کند رویش
  49. شمارهٔ ۱۰۹ نقشی به بست دلبر من بر مثال خویش
  50. شمارهٔ ۱۱۰ تا شراب عشق از جام ازل کردیم نوش
  51. شمارهٔ ۱۱۱ بیا که کرده ام از نقش غیر آینه پاک
  52. شمارهٔ ۱۱۲ تویی خلاصهٔ ارکانِ اَنجُم و افلاک
  53. شمارهٔ ۱۱۳ نظرت فی رمقی نظره فصا ز فداک
  54. شمارهٔ ۱۱۴ بر دل ریشم لبت دارد بسی حق نمک
  55. شمارهٔ ۱۱۵ زهی ساکن شده در خانه دل
  56. شمارهٔ ۱۱۶ اگرچه پادشه عالمم گدای توام
  57. شمارهٔ ۱۱۷ ما سالها مقیم در یار بوده ایم
  58. شمارهٔ ۱۱۸ ما جام جهان نمای ذاتیم
  59. شمارهٔ ۱۱۹ هر سو که دویدیم همه سوی تو دیدیم
  60. شمارهٔ ۱۲۰ تا مهر تو دیدیم، ز ذرّات گذشتیم

متن اشعار به نقل از گنجور.