فهرست اشعار
- شمارهٔ ۶۱ هر زمان خورشید او از مشرقی سر بر کند
- شمارهٔ ۶۲ بتم باهر سری هر سو سروکار دگر دارد
- شمارهٔ ۶۳ تا که خورشید من از مشرق جان پیدا شد
- شمارهٔ ۶۴ پا ز حد خویش بیرون نمیباید نهاد
- شمارهٔ ۶۵ نشان و نام مرا روزگار کی داند
- شمارهٔ ۶۶ دل ما هر نفسی مشرب دیگر دارد
- شمارهٔ ۶۷ مَهَت هر لحظه از کو مینماید
- شمارهٔ ۶۸ دل همه دیده شد و دیده همه دل گردید
- شمارهٔ ۶۹ دلی نداشتم آنهم که بود، یار ببرد
- شمارهٔ ۷۰ ز قدت سرو بستان آفریدند
- شمارهٔ ۷۱ از جنبش این دریا هر موج که برخیزد
- شمارهٔ ۷۲ شاه بتان ماه رخان عرب رسید
- شمارهٔ ۷۳ جانم از پرتو روی چنان میگردد
- شمارهٔ ۷۴ مرا بفقر و فنا افتخار میباشد
- شمارهٔ ۷۵ رخت هر دم جمالی مینماید
- شمارهٔ ۷۶ رخت گرچه چو خورشید فلک مستور میباشد
- شمارهٔ ۷۷ چون عکس رخ دوست در آینه عیان شد
- شمارهٔ ۷۸ دلی که با رخ زلف تو همنشین باشد
- شمارهٔ ۷۹ بی نقاب آن جمال نتوان دید
- شمارهٔ ۸۰ نهان بصورت اغیار یار پیدا شد
- شمارهٔ ۸۱ دلی دارم که در روی غم نگنجد
- شمارهٔ ۸۲ مست ساقی خبر از حام و سبوئی دارد
- شمارهٔ ۸۳ اگر ز جانب ما ذلت و نیاز نباشد
- شمارهٔ ۸۴ مرا دلیست که در وی بغیر دوست نگنجد
- شمارهٔ ۸۵ رخ زیبای تو را آینه ای میباید
- شمارهٔ ۸۶ ز دریا موج گوناگون برآمد
- شمارهٔ ۸۷ می حدیثی از لب ساقی روایت می کند
- شمارهٔ ۸۸ سلطان، سرِ تخت شهی کرد تنزّل
- شمارهٔ ۸۹ بی پرتو رخسار تو پیدا نتوان شد
- شمارهٔ ۹۰ دل من هر نفسی از تو تجلّی طلبد
- شمارهٔ ۹۱ دل از بند من بیدل رها شد
- شمارهٔ ۹۲ ایجمال تو در جهان مشهور
- شمارهٔ ۹۳ مینماید هر زمانی روئی از ابرویی دگر
- شمارهٔ ۹۴ از سوادالوجه فی الدارین اگر داری خبر
- شمارهٔ ۹۵ دیده سرگردان و نور دیده دایم در نظر
- شمارهٔ ۹۶ ای حسن ترا دیده ما گشته به دیدار
- شمارهٔ ۹۷ میفرستد هر زمانی دوست پیغامی دگر
- شمارهٔ ۹۸ اندر آمد ز در خلوت ما یار سحر
- شمارهٔ ۹۹ ای آخر هر اول و ای اول هر آخر
- شمارهٔ ۱۰۰ نخست دیده طلب کن پس آنگهی دیدار
- شمارهٔ ۱۰۱ نیست پنهان حق ز چشم مردمان و حق شناس
- شمارهٔ ۱۰۲ میکند بر دل تجلی مهر رویش هر نفس
- شمارهٔ ۱۰۳ طریق مدرسه و رسم خانقاه مپرس
- شمارهٔ ۱۰۴ دلا گر دیده ای داری بیا بگشا بدیدارش
- شمارهٔ ۱۰۵ دل من آیینه تست مصفا دارش
- شمارهٔ ۱۰۶ مرا ز من بستان دلبرا بجذبه خویش
- شمارهٔ ۱۰۷ او چون فکند خویش تو خود را میفکنش
- شمارهٔ ۱۰۸ مرا از رویِ هر دلبر، تجلّی میکند رویش
- شمارهٔ ۱۰۹ نقشی به بست دلبر من بر مثال خویش
- شمارهٔ ۱۱۰ تا شراب عشق از جام ازل کردیم نوش
- شمارهٔ ۱۱۱ بیا که کرده ام از نقش غیر آینه پاک
- شمارهٔ ۱۱۲ تویی خلاصهٔ ارکانِ اَنجُم و افلاک
- شمارهٔ ۱۱۳ نظرت فی رمقی نظره فصا ز فداک
- شمارهٔ ۱۱۴ بر دل ریشم لبت دارد بسی حق نمک
- شمارهٔ ۱۱۵ زهی ساکن شده در خانه دل
- شمارهٔ ۱۱۶ اگرچه پادشه عالمم گدای توام
- شمارهٔ ۱۱۷ ما سالها مقیم در یار بوده ایم
- شمارهٔ ۱۱۸ ما جام جهان نمای ذاتیم
- شمارهٔ ۱۱۹ هر سو که دویدیم همه سوی تو دیدیم
- شمارهٔ ۱۲۰ تا مهر تو دیدیم، ز ذرّات گذشتیم
متن اشعار به نقل از گنجور.