پرش به محتوای اصلی
شمس مغربی شمس مغربی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۳

طریق مدرسه و رسم خانقاه مپرس

ز راه رسم گذر کن طریق و راه مپرس

طریق فقر و فنا پیش گیر و خوش میباش

ز پس نظر مکن و غیر پیشگاه مپرس

ز تنگنای جسد چون برون نهی قدمی

بجز حظیره قدسی و پادشاه مپرس

ز اهل فقر و فنا پرس و فسق و فقر و فنا

از آنکه هست گرفتار مال و جاه مپرس

چو چهره شاه عیان گشت طرقو برخاست

تو شاه را دگر از لشکر و سپاه مپرس

چو پا بصدق نهادی و ترک سر کردی

اگر کلاه ربایندت از کلاه مپرس

چو نیست حال من ایدوست بر تو پوشیده

دگر چگونگی حالم از گواه مپرس

گناه هستی او محو کن چو محو توئی

گناه هستی او دیگر از گناه مپرس

چو مغربی برت ایدوست عذر خواه آمد

بلطف درگذر از جرم عذر خواه مپرس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۵دل من آیینه تست مصفا دارش
  2. شمارهٔ ۱۰۶مرا ز من بستان دلبرا بجذبه خویش
  3. شمارهٔ ۱۰۷او چون فکند خویش تو خود را میفکنش
  4. شمارهٔ ۱۰۸مرا از رویِ هر دلبر، تجلّی می‌کند رویش
  5. شمارهٔ ۱۰۹نقشی به بست دلبر من بر مثال خویش
  6. شمارهٔ ۱۱۰تا شراب عشق از جام ازل کردیم نوش
  7. شمارهٔ ۱۱۱بیا که کرده ام از نقش غیر آینه پاک
  8. شمارهٔ ۱۱۲تویی خلاصهٔ ارکانِ اَنجُم و افلاک
همه‌ی غزلیات ←

شمس مغربی درباره‌ی شمس مغربی

ملا محمد شیرین مغربی تبریزی معروف به شیرین یا ملامحمد شیرین و مشهور به شمس مغربی (۷۴۹–۸۰۹ هجری) صوفی و شاعر ایرانی نیمه دوم قرن هشتم هجری است. سال و محل وفات وی را یکی از سالهای ۸۰۹ تا ۸۱۰ قمری در سرخاب تبریز نوشته‌اند. وی در حظیره بابافرید به خاک سپرده شده است. علت ناموری و تخلص وی به مغربی را عده‌ای سفر او به مغرب و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.