پرش به محتوای اصلی
شمس مغربی شمس مغربی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۹

نقشی به بست دلبر من بر مثال خویش

آراستش بزیور حسن و جمال خویش

آورد در وجود برای سجود خود

آن نقش که داشت بتم در خیال خویش

آئینه بساخت ز مجموع کاینات

در وی بدید حسن جمال و جلال خویش

یک دفتر از مکارم اخلاق جمع کرد

مجموعه بساخت ز حسن خصال خویش

کس در جهان نداشت از احوال او خبر

آگاه کرو جمله جهانرا ز حال خویش

طوطی مثال خویش چو بیند در آینه

آید هر آینه بسخن با مثال خویش

پرسید یک سخن چو کسی غیر او نبود

هم خویشتن بگفت جواب سوال خویش

با مغربی حکایت خود سربسر بگفت

در مغربی چو دید مجال مقال خویش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۱بیا که کرده ام از نقش غیر آینه پاک
  2. شمارهٔ ۱۱۲تویی خلاصهٔ ارکانِ اَنجُم و افلاک
  3. شمارهٔ ۱۱۳نظرت فی رمقی نظره فصا ز فداک
  4. شمارهٔ ۱۱۴بر دل ریشم لبت دارد بسی حق نمک
  5. شمارهٔ ۱۱۵زهی ساکن شده در خانه دل
  6. شمارهٔ ۱۱۶اگرچه پادشه عالمم گدای توام
  7. شمارهٔ ۱۱۷ما سالها مقیم در یار بوده ایم
  8. شمارهٔ ۱۱۸ما جام جهان نمای ذاتیم
همه‌ی غزلیات ←

شمس مغربی درباره‌ی شمس مغربی

ملا محمد شیرین مغربی تبریزی معروف به شیرین یا ملامحمد شیرین و مشهور به شمس مغربی (۷۴۹–۸۰۹ هجری) صوفی و شاعر ایرانی نیمه دوم قرن هشتم هجری است. سال و محل وفات وی را یکی از سالهای ۸۰۹ تا ۸۱۰ قمری در سرخاب تبریز نوشته‌اند. وی در حظیره بابافرید به خاک سپرده شده است. علت ناموری و تخلص وی به مغربی را عده‌ای سفر او به مغرب و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.