پرش به محتوای اصلی
شمس مغربی شمس مغربی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۵

زهی ساکن شده در خانه دل

گرفته سر بسر کاشانه دل

تو آن گنجی که از چشم دو عالم

شدی مستور در ویرانه دل

دلم بی‌تو ندارد زندگانی

که هم جانی و هم جانانه دل

به زنجیر سر زلفت گرفتار

شده پای دل دیوانه دل

چو دل پروانه شمع تو گردید

شده شمع فلک پروانه دل

همای جان که عالم سایه اوست

به دام افتاده بهر دانه دل

بسی پیمود بر دل باده ساقی

ولیکن پر نشد پیمانه دل

خراباتی است بیرون از دو عالم

مگر نشنیده‌ای افسانه دل

دلم از مغربی بگسست پیوند

که گه خویش است و گه بیگانه دل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۷ما سالها مقیم در یار بوده ایم
  2. شمارهٔ ۱۱۸ما جام جهان نمای ذاتیم
  3. شمارهٔ ۱۱۹هر سو که دویدیم همه سوی تو دیدیم
  4. شمارهٔ ۱۲۰تا مهر تو دیدیم، ز ذرّات گذشتیم
  5. شمارهٔ ۱۲۱بر دو عالم پادشاهی میکنم
  6. شمارهٔ ۱۲۲از خانقه و صومعه و مدرسه رستیم
  7. شمارهٔ ۱۲۳ما مست و خراب چشم یاریم
  8. شمارهٔ ۱۲۴گه از روی تو مجموعم گه از زلفت پریشانم
همه‌ی غزلیات ←

شمس مغربی درباره‌ی شمس مغربی

ملا محمد شیرین مغربی تبریزی معروف به شیرین یا ملامحمد شیرین و مشهور به شمس مغربی (۷۴۹–۸۰۹ هجری) صوفی و شاعر ایرانی نیمه دوم قرن هشتم هجری است. سال و محل وفات وی را یکی از سالهای ۸۰۹ تا ۸۱۰ قمری در سرخاب تبریز نوشته‌اند. وی در حظیره بابافرید به خاک سپرده شده است. علت ناموری و تخلص وی به مغربی را عده‌ای سفر او به مغرب و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.