پرش به محتوای اصلی
شمس مغربی شمس مغربی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۷

ما سالها مقیم در یار بوده ایم

اندر حریم محرم اسرار بوده ایم

با یار خوشخرامم و خندان بکام دل

بیزحمت و مشقت اغیار بوده ایم

اندر حرم مجاور و در کعبه معتکف

بی قطع راه و وادی خونخوار بوده ایم

پیش از ظهور این قفس تنگ کاینات

ما عندلیب گلشن اسرا بوده ایم

چنیدن هزار سال در اوج فضای قدس

بی پر و بال طایر و طیّار بوده ایم

والاتر از مظاهر اسماء ذات او

بالاتر از ظهور و ز اظهار بوده ایم

هم نقطه که اصل وجود است دایره

هم گرد نقطه دایر و دوّار بوده ایم

بی ما و بی شما کجا و کدام و کی

بی چند و چون و اندک و بسیار بوده ایم

با مغربی مغارب اسرار گشته ایم

بیمغربی مشارق انوار بوده ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۹هر سو که دویدیم همه سوی تو دیدیم
  2. شمارهٔ ۱۲۰تا مهر تو دیدیم، ز ذرّات گذشتیم
  3. شمارهٔ ۱۲۱بر دو عالم پادشاهی میکنم
  4. شمارهٔ ۱۲۲از خانقه و صومعه و مدرسه رستیم
  5. شمارهٔ ۱۲۳ما مست و خراب چشم یاریم
  6. شمارهٔ ۱۲۴گه از روی تو مجموعم گه از زلفت پریشانم
  7. شمارهٔ ۱۲۵ز چشم مست ساقی من ‌‌‌‌‌خرابم
  8. شمارهٔ ۱۲۶معنی حسن تو در صورت جان میبینم
همه‌ی غزلیات ←

شمس مغربی درباره‌ی شمس مغربی

ملا محمد شیرین مغربی تبریزی معروف به شیرین یا ملامحمد شیرین و مشهور به شمس مغربی (۷۴۹–۸۰۹ هجری) صوفی و شاعر ایرانی نیمه دوم قرن هشتم هجری است. سال و محل وفات وی را یکی از سالهای ۸۰۹ تا ۸۱۰ قمری در سرخاب تبریز نوشته‌اند. وی در حظیره بابافرید به خاک سپرده شده است. علت ناموری و تخلص وی به مغربی را عده‌ای سفر او به مغرب و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.