پرش به محتوای اصلی
شمس مغربی شمس مغربی

غزلیات

شمارهٔ ۹۲

ایجمال تو در جهان مشهور

لیکن از چشم انس و جان مستور

نور رویت بدید ها نزدیک

لیکن از دیدنش نظر ها دور

غیر گرمی کجا کند ادراک

ز آفتاب منیر تابان کور

گرچه باشد عیان چه شاید دید

قرص خورشید را بدیده مور

هم بتو میتوان ترا دیدن

بل توئی ناظر و توئی منظور

مدتی این گمان همیبردم

که منم ذاکر و تویی مذکور

شد یقینم کنون که غیر توست

ذاکر و ذکر و شاکر و مشکور

مهر رویت چو تافت بر عالم

یافت ذرّات کاینات ظهور

گشت پیدا از عکس زلف و رخت

در جهان کفر و دین و ظلمت و نور

لب شیرین او چشم فتانت

در زمانه فکنده متنه و شور

مغربی را مدام تز لب و چشم

در جهان مست دارد و مخمور

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۴از سوادالوجه فی الدارین اگر داری خبر
  2. شمارهٔ ۹۵دیده سرگردان و نور دیده دایم در نظر
  3. شمارهٔ ۹۶ای حسن ترا دیده ما گشته به دیدار
  4. شمارهٔ ۹۷میفرستد هر زمانی دوست پیغامی دگر
  5. شمارهٔ ۹۸اندر آمد ز در خلوت ما یار سحر
  6. شمارهٔ ۹۹ای آخر هر اول و ای اول هر آخر
  7. شمارهٔ ۱۰۰نخست دیده طلب کن پس آنگهی دیدار
  8. شمارهٔ ۱۰۱نیست پنهان حق ز چشم مردمان و حق شناس
همه‌ی غزلیات ←

شمس مغربی درباره‌ی شمس مغربی

ملا محمد شیرین مغربی تبریزی معروف به شیرین یا ملامحمد شیرین و مشهور به شمس مغربی (۷۴۹–۸۰۹ هجری) صوفی و شاعر ایرانی نیمه دوم قرن هشتم هجری است. سال و محل وفات وی را یکی از سالهای ۸۰۹ تا ۸۱۰ قمری در سرخاب تبریز نوشته‌اند. وی در حظیره بابافرید به خاک سپرده شده است. علت ناموری و تخلص وی به مغربی را عده‌ای سفر او به مغرب و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.