پرش به محتوای اصلی
شمس مغربی شمس مغربی

غزلیات

شمارهٔ ۷۴

مرا بفقر و فنا افتخار میباشد

زنام ملک و غنی ننگ و عار میباشد

مدام باده توحید میخورم زانرو

که این شراب مرا خوش گوار میباشد

مزاج هر کسی این باده بر نمیتابد

ولی مزاج مرا سازگار میباشد

میان آنکه تواش در کنار میطلبی

علی الدوام مرا در کنار میباشد

دلی کهدهست دلارا مرا در آوارم

ن ندانم از چه سبب بیقرار میباشد

بگرد مرکز توحید میکند جولان

دلم که همچو فلک در مدار میباشد

صفای چهره او را کجا تواند دید

دلی که دیده او بی غبار میباشد

دلست آینه آن چهره را دلی صافی

چگونه چهره نماید که تار میباشد

بیا که چشم دل مغربی بیار نگر

از آنکه چشم دلش چشم یار میباشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۶رخت گرچه چو خورشید فلک مستور می‌باشد
  2. شمارهٔ ۷۷چون عکس رخ دوست در آینه عیان شد
  3. شمارهٔ ۷۸دلی که با رخ زلف تو همنشین باشد
  4. شمارهٔ ۷۹بی نقاب آن جمال نتوان دید
  5. شمارهٔ ۸۰نهان بصورت اغیار یار پیدا شد
  6. شمارهٔ ۸۱دلی دارم که در روی غم نگنجد
  7. شمارهٔ ۸۲مست ساقی خبر از حام و سبوئی دارد
  8. شمارهٔ ۸۳اگر ز جانب ما ذلت و نیاز نباشد
همه‌ی غزلیات ←

شمس مغربی درباره‌ی شمس مغربی

ملا محمد شیرین مغربی تبریزی معروف به شیرین یا ملامحمد شیرین و مشهور به شمس مغربی (۷۴۹–۸۰۹ هجری) صوفی و شاعر ایرانی نیمه دوم قرن هشتم هجری است. سال و محل وفات وی را یکی از سالهای ۸۰۹ تا ۸۱۰ قمری در سرخاب تبریز نوشته‌اند. وی در حظیره بابافرید به خاک سپرده شده است. علت ناموری و تخلص وی به مغربی را عده‌ای سفر او به مغرب و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.