پرش به محتوای اصلی
شمس مغربی شمس مغربی

غزلیات

شمارهٔ ۸۳

اگر ز جانب ما ذلت و نیاز نباشد

جمال روی ترا هیچ عز و ناز نباشد

ز سوز عاشق بیچاره است ساز جمالت

جمال را اگر آن سوز نیست ساز نباشد

به پیش ناز تو گر ما نیاوریم نیازی

میان عاشق و معشوق امتیاز نباشد

بعشق ما بطرز جمال حسن تو دائم

لباس حسن ترا به از این طراز نباشد

کجا شود بحقیقت عیان جمال حقیقت

اگر مظاهر آیینه مجاز نباشد

مجوی در دل ما غیر دوست زانکه نیابی

از آنکه دردل محمود جز ایاز نباشد

نوازشی نتوان از کس دگر طلبیدن

اگرچنانچه دلارام و دلنواز نباشد

برای این دل بیچاره مغربی تو بگو

چه چاره سازم اگر یار چاره ساز نباشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵رخ زیبای تو را آینه ای میباید
  2. شمارهٔ ۸۶ز دریا موج گوناگون برآمد
  3. شمارهٔ ۸۷می حدیثی از لب ساقی روایت می کند
  4. شمارهٔ ۸۸سلطان، سرِ تخت شهی کرد تنزّل
  5. شمارهٔ ۸۹بی پرتو رخسار تو پیدا نتوان شد
  6. شمارهٔ ۹۰دل من هر نفسی از تو تجلّی طلبد
  7. شمارهٔ ۹۱دل از بند من بیدل رها شد
  8. شمارهٔ ۹۲ایجمال تو در جهان مشهور
همه‌ی غزلیات ←

شمس مغربی درباره‌ی شمس مغربی

ملا محمد شیرین مغربی تبریزی معروف به شیرین یا ملامحمد شیرین و مشهور به شمس مغربی (۷۴۹–۸۰۹ هجری) صوفی و شاعر ایرانی نیمه دوم قرن هشتم هجری است. سال و محل وفات وی را یکی از سالهای ۸۰۹ تا ۸۱۰ قمری در سرخاب تبریز نوشته‌اند. وی در حظیره بابافرید به خاک سپرده شده است. علت ناموری و تخلص وی به مغربی را عده‌ای سفر او به مغرب و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.