پرش به محتوای اصلی
شمس مغربی شمس مغربی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵

نشان و نام مرا روزگار کی داند

صفات و ذات مرا غیر یار کی داند

کسیکه هستی خود را بخود بپوشاند

دگر کسیش بجز از کردگار کی داند

مرا که گمشده ام در تو، کس کجا یابد

که غرق بحر ترا در کنار کی داند

مرا که نور نیم اهل نور کی داند

مرا که نار نیم اهل نار کی داند

چو من زهر دو جهان رَخت خویش برچیدم

بروز حشر از اهل شمار کی داند

مرا که نیست شدم در تو، هست نشناسد

مرا که مست توام، هشیار کی داند

به پیش آنکه یکی دید صد هزار بگو

ندیده غیر یکی صد هزار کی داند

کسی که اسیر دل و جان و عقل و نفس بود

مرا که رسته ام از هر چهار کی داند

ز مغربی خبری کز حصار کَون دهید

کسیکه هست اسیر حصار کی داند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷مَهَت هر لحظه از کو می‌نماید
  2. شمارهٔ ۶۸دل همه دیده شد و دیده همه دل گردید
  3. شمارهٔ ۶۹دلی نداشتم آنهم که بود، یار ببرد
  4. شمارهٔ ۷۰ز قدت سرو بستان آفریدند
  5. شمارهٔ ۷۱از جنبش این دریا هر موج که برخیزد
  6. شمارهٔ ۷۲شاه بتان ماه رخان عرب رسید
  7. شمارهٔ ۷۳جانم از پرتو روی چنان می‌گردد
  8. شمارهٔ ۷۴مرا بفقر و فنا افتخار میباشد
همه‌ی غزلیات ←

شمس مغربی درباره‌ی شمس مغربی

ملا محمد شیرین مغربی تبریزی معروف به شیرین یا ملامحمد شیرین و مشهور به شمس مغربی (۷۴۹–۸۰۹ هجری) صوفی و شاعر ایرانی نیمه دوم قرن هشتم هجری است. سال و محل وفات وی را یکی از سالهای ۸۰۹ تا ۸۱۰ قمری در سرخاب تبریز نوشته‌اند. وی در حظیره بابافرید به خاک سپرده شده است. علت ناموری و تخلص وی به مغربی را عده‌ای سفر او به مغرب و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.