پرش به محتوای اصلی
شمس مغربی شمس مغربی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶

دل ما هر نفسی مشرب دیگر دارد

راه و رسم دگر و مذهب دیگر دارد

میکشد هر نفسی جام دگر از لب یار

بهر هر جام کشیدن، لب دیگر دارد

شاهد ما بجز از خال و خط و غبغب خویش

خال و خطِّ دگر و غبغب دیگر دارد

هر زمان جان دگر از لب جانان رسدش

بهر هر جان که رسد قالب دیگر دارد

در جهان دل ما مهر و سپهر دگر است

عرش و فرش و فلک و کوکب دیگر دارد

بجز این روز که بینی، بودش روز دگر

بجز این شب که تو دانی، شب دیگر دارد

دل سواریست که در گاه توجه کردن

جانب هر طرفی مرکب دیگر دارد

لوح محفوظ دل مغربی از مکتب دوست

گشت مسطور، که دل مکتب دیگر دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸دل همه دیده شد و دیده همه دل گردید
  2. شمارهٔ ۶۹دلی نداشتم آنهم که بود، یار ببرد
  3. شمارهٔ ۷۰ز قدت سرو بستان آفریدند
  4. شمارهٔ ۷۱از جنبش این دریا هر موج که برخیزد
  5. شمارهٔ ۷۲شاه بتان ماه رخان عرب رسید
  6. شمارهٔ ۷۳جانم از پرتو روی چنان می‌گردد
  7. شمارهٔ ۷۴مرا بفقر و فنا افتخار میباشد
  8. شمارهٔ ۷۵رخت هر دم جمالی مینماید
همه‌ی غزلیات ←

شمس مغربی درباره‌ی شمس مغربی

ملا محمد شیرین مغربی تبریزی معروف به شیرین یا ملامحمد شیرین و مشهور به شمس مغربی (۷۴۹–۸۰۹ هجری) صوفی و شاعر ایرانی نیمه دوم قرن هشتم هجری است. سال و محل وفات وی را یکی از سالهای ۸۰۹ تا ۸۱۰ قمری در سرخاب تبریز نوشته‌اند. وی در حظیره بابافرید به خاک سپرده شده است. علت ناموری و تخلص وی به مغربی را عده‌ای سفر او به مغرب و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.