پرش به محتوای اصلی
شمس مغربی شمس مغربی

غزلیات

شمارهٔ ۶۱

هر زمان خورشید او از مشرقی سر بر کند

ماه مهر افزاش هر دم جلوه دیگر کند

از برای آنکه تا نشناسد او را هر کسی

قامت زیباش هردم کسوتی دیگر کند

صورت او هر زمانی معنی دیگر دهد

معنیش هر لحظه از صورتی سر بر کند

ابر فضلش چون ببارد بر زمین ممکنات

آنزمین و آسمان را پر زماه و خور کند

چون بتابد آفتاب حسن او بر کائنات

نور او از روزن هر خانه سر بر کند

در مظاهر تا شود ظاهر جمال روی او

هر دو عالم را برای روی خود منظر کند

هرکه از جان شد غلام درآستان گهش

حضرت اورا برفعت شاه صد کشور کند

مغربی گر سر بفرمانش درآرد بنده وار

لطفش اورا بر همه گردنکشان سرور کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳تا که خورشید من از مشرق جان پیدا شد
  2. شمارهٔ ۶۴پا ز حد خویش بیرون نمیباید نهاد
  3. شمارهٔ ۶۵نشان و نام مرا روزگار کی داند
  4. شمارهٔ ۶۶دل ما هر نفسی مشرب دیگر دارد
  5. شمارهٔ ۶۷مَهَت هر لحظه از کو می‌نماید
  6. شمارهٔ ۶۸دل همه دیده شد و دیده همه دل گردید
  7. شمارهٔ ۶۹دلی نداشتم آنهم که بود، یار ببرد
  8. شمارهٔ ۷۰ز قدت سرو بستان آفریدند
همه‌ی غزلیات ←

شمس مغربی درباره‌ی شمس مغربی

ملا محمد شیرین مغربی تبریزی معروف به شیرین یا ملامحمد شیرین و مشهور به شمس مغربی (۷۴۹–۸۰۹ هجری) صوفی و شاعر ایرانی نیمه دوم قرن هشتم هجری است. سال و محل وفات وی را یکی از سالهای ۸۰۹ تا ۸۱۰ قمری در سرخاب تبریز نوشته‌اند. وی در حظیره بابافرید به خاک سپرده شده است. علت ناموری و تخلص وی به مغربی را عده‌ای سفر او به مغرب و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.