پرش به محتوای اصلی
جلال عضد

جلال عضد

غزلیّات

۲۸۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۲۱ شب نیست کز غمت دل من خون نمی‌شود
  2. شمارهٔ ۱۲۲ عشق تو هر لحظه فزون می‌شود
  3. شمارهٔ ۱۲۳ تیری کز آن دو غمزه‌ی پرفن برون جهد
  4. شمارهٔ ۱۲۴ عاشق آن باشد که بر خود سخت و سست آسان نهد
  5. شمارهٔ ۱۲۵ بی روی دل افروزت عمرم به چه کار آید
  6. شمارهٔ ۱۲۶ گر از لعل تو کام جان برآید
  7. شمارهٔ ۱۲۷ هیهات که نامم به زبان تو برآید
  8. شمارهٔ ۱۲۸ بویی ز سر زلف نگارین به من آرید
  9. شمارهٔ ۱۲۹ چون سرانگشت آن نگارین دید
  10. شمارهٔ ۱۳۰ دردمندی ز تو هرگز به دوایی نرسید
  11. شمارهٔ ۱۳۱ ای از فروغ روی تو خورشید رو سپید
  12. شمارهٔ ۱۳۲ ای دُرج ثمین تو گهربار
  13. شمارهٔ ۱۳۳ هر شبی بر خاک کویت جای سازم تا سحر
  14. شمارهٔ ۱۳۴ تا که آمد دیده را بالای جانان در نظر
  15. شمارهٔ ۱۳۵ چشم مستت می‌زند هر لحظه‌ام تیری دگر
  16. شمارهٔ ۱۳۶ زلف و رخ تو شب است و هم نور
  17. شمارهٔ ۱۳۷ زهی کشیده دل ما به زلف در زنجیر
  18. شمارهٔ ۱۳۸ سیه چاهی ست زلفت تار و دلگیر
  19. شمارهٔ ۱۳۹ افکند گل ز چهره خود روی پوش باز
  20. شمارهٔ ۱۴۰ ای ز رخ چون مه و زلف دراز
  21. شمارهٔ ۱۴۱ نازنینان و چار بالش ناز
  22. شمارهٔ ۱۴۲ گشت خط بر گرد آن رخسار چون گلنار سبز
  23. شمارهٔ ۱۴۳ دردی از هجر تو دیدم، که ندیدم هرگز
  24. شمارهٔ ۱۴۴ دلبر نرفت بر سر عهد و وفا هنوز
  25. شمارهٔ ۱۴۵ در خشم رفت و خوش نشد آن تندخو هنوز
  26. شمارهٔ ۱۴۶ باز می ناید دل ما از پریشانی هنوز
  27. شمارهٔ ۱۴۷ ای زلف و رخ تو چون شب و روز
  28. شمارهٔ ۱۴۸ ماییم و به جان مهر تو ورزیدن ازین پس
  29. شمارهٔ ۱۴۹ مرد این میدان نه‌ای همچون زنان در خانه باش
  30. شمارهٔ ۱۵۰ آن کآتشی اندر دل خلق است ز یادش
  31. شمارهٔ ۱۵۱ می دهم جان ز پی لعل زمرّد پوشش
  32. شمارهٔ ۱۵۲ وقت صبوحی آن شوخ سرکش
  33. شمارهٔ ۱۵۳ ای لعل تو کانِ آفرینش
  34. شمارهٔ ۱۵۴ ای گلستان روی تو چون نوبهار خوش
  35. شمارهٔ ۱۵۵ دُزدانه در آمد از درم دوش
  36. شمارهٔ ۱۵۶ گل خودروی و شمشاد قصب پوش
  37. شمارهٔ ۱۵۷ آن دم که می گذشتی ای سرو سبزپوش
  38. شمارهٔ ۱۵۸ به سر طواف کنم بر در شراب فروش
  39. شمارهٔ ۱۵۹ تا کی از دست جفایت تیره بینم روز خویش
  40. شمارهٔ ۱۶۰ زلف تو بر ماه نهد پای خویش
  41. شمارهٔ ۱۶۱ آتش دل چند سوزد رشته جانم چو شمع؟
  42. شمارهٔ ۱۶۲ ما بریدیم به دوران تو از کام طمع
  43. شمارهٔ ۱۶۳ سزد که رنجه کنی یک زمان قدوم شریف
  44. شمارهٔ ۱۶۴ باز به بستان شکفته گشت شقایق
  45. شمارهٔ ۱۶۵ مدّعی در عشق او گر طعنه زد بر من چه باک
  46. شمارهٔ ۱۶۶ ای ز دوری رخت جامه صبرم شده چاک
  47. شمارهٔ ۱۶۷ غلغل میخوارگان و غلغله چنگ
  48. شمارهٔ ۱۶۸ اگرچه روز و شبم با تو در خیال خیال
  49. شمارهٔ ۱۶۹ ز بس که در نظر آمد مرا خیال خیال
  50. شمارهٔ ۱۷۰ دامن کشان رسید سوی جویبار گل
  51. شمارهٔ ۱۷۱ دور نشاط آمد و دوران گل
  52. شمارهٔ ۱۷۲ ای به ما نزدیک همچون جان و دور از ما چو دل
  53. شمارهٔ ۱۷۳ رسید وقت صبوحی بیار ساقی جام
  54. شمارهٔ ۱۷۴ در میان موج بحری بیکران افتاده‌ام
  55. شمارهٔ ۱۷۵ تو آفتاب بلندی و من چنین پستم
  56. شمارهٔ ۱۷۶ دوش جان را در فضای کوی جانان یافتم
  57. شمارهٔ ۱۷۷ صبحدم بر بوی جانان سوی گلزار آمدم
  58. شمارهٔ ۱۷۸ باز از چمن غیب برآورد صبا دم
  59. شمارهٔ ۱۷۹ منم کز درت سر به راهی نکردم
  60. شمارهٔ ۱۸۰ دوش می‌رفت و آه می‌کردم

متن اشعار به نقل از گنجور.