پرش به محتوای اصلی
جلال عضد جلال عضد

غزلیّات

شمارهٔ ۱۲۳

تیری کز آن دو غمزه‌ی پرفن برون جهد

تنها نه از دلم که ز آهن برون جهد

هر ساعتی به موج دگرگون در اوفتم

از سیل دیده ام که ز دامن برون جهد

زین سان که در شکنجه‌ی هجران در اوفتم

بیم است جان خسته که از تن برون جهد

هر صبح و شام کلّه ببندد بر آسمان

این دود آه من که ز روزن برون جهد

گفتم حدیثی از دهن خویشتن بگوی

گفت این سخن کی از دهن من برون جهد

صبح است و مهر دم زده زین صحن دودناک

مانند شعله‌ای که ز گلخن برون جهد

جان پرورد نسیم که از زلف او وزد

چون باد صبحدم که ز گلشن برون جهد

ساقی بگو به بلبل تا برکشد نوا

باشد که زاغ غم ز نشیمن برون جهد

زان سان گداخته ست ز هجران او جلال

کز لاغری ز چشمه‌ی سوزن برون جهد

ادامه‌ی غزلیّات

  1. شمارهٔ ۱۲۵بی روی دل افروزت عمرم به چه کار آید
  2. شمارهٔ ۱۲۶گر از لعل تو کام جان برآید
  3. شمارهٔ ۱۲۷هیهات که نامم به زبان تو برآید
  4. شمارهٔ ۱۲۸بویی ز سر زلف نگارین به من آرید
  5. شمارهٔ ۱۲۹چون سرانگشت آن نگارین دید
  6. شمارهٔ ۱۳۰دردمندی ز تو هرگز به دوایی نرسید
  7. شمارهٔ ۱۳۱ای از فروغ روی تو خورشید رو سپید
  8. شمارهٔ ۱۳۲ای دُرج ثمین تو گهربار
همه‌ی غزلیّات ←

جلال عضد درباره‌ی جلال عضد

سید جلال الدین عضد یزدی معروف به جلال عضد و متخلص به «جلال» شاعر سدهٔ هشتم هجری و ستایندهٔ برخی امیران چوپانی و آل اینجو بوده است. وی فرزند سیدِ عَضُدِ یزدی از شاعران سدۀ هفت و هشت هجری، و از رجال دورۀ ابوسعید بهادر و وزیر امیر مبارزالدین و بزرگ سادات یزدی بود. تاریخ تولد و وفات جلال به درستی روشن نیست. از دیوان وی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.