پرش به محتوای اصلی
جلال عضد جلال عضد

غزلیّات

شمارهٔ ۱۷۷

صبحدم بر بوی جانان سوی گلزار آمدم

همچو بلبل پیش گل در ناله زار آمدم

تا ببینم نرگس و سنبل چو چشم و زلف او

این چنین سرمست و آشفته به بازار آمدم

از جفای غمزه مستش سوی گل با خروش

از درِ بُستان شدم در کوی خمّار آمدم

حُسن روی او طلب کردم به بتخانه شدم

تار زلفش دَر گرفتم پیش زنّار آمدم

جلوه زن شد حُسن جانان از همه سو بر جلال

من که بودم تا برین دولت سزاوار آمدم

ادامه‌ی غزلیّات

  1. شمارهٔ ۱۷۹منم کز درت سر به راهی نکردم
  2. شمارهٔ ۱۸۰دوش می‌رفت و آه می‌کردم
  3. شمارهٔ ۱۸۱در آرزوی وصالت اگرچه با غم و دردم
  4. شمارهٔ ۱۸۲در ره کعبه مقصود و بیابان حرم
  5. شمارهٔ ۱۸۳وقت است که در بر رخ اغیار ببندم
  6. شمارهٔ ۱۸۴ترا از هر دو عالم برگزیدم
  7. شمارهٔ ۱۸۵به دستی دل، به دستی سنگ دارم
  8. شمارهٔ ۱۸۶آشکارا کنم این درد که در جان دارم
همه‌ی غزلیّات ←

جلال عضد درباره‌ی جلال عضد

سید جلال الدین عضد یزدی معروف به جلال عضد و متخلص به «جلال» شاعر سدهٔ هشتم هجری و ستایندهٔ برخی امیران چوپانی و آل اینجو بوده است. وی فرزند سیدِ عَضُدِ یزدی از شاعران سدۀ هفت و هشت هجری، و از رجال دورۀ ابوسعید بهادر و وزیر امیر مبارزالدین و بزرگ سادات یزدی بود. تاریخ تولد و وفات جلال به درستی روشن نیست. از دیوان وی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.