پرش به محتوای اصلی
جلال عضد جلال عضد

غزلیّات

شمارهٔ ۱۸۴

ترا از هر دو عالم برگزیدم

به صد ناز و نیازت پروریدم

گهی بر دیده خود جات کردم

گهی جان پیش پایت گستریدم

به عشقت ترک نام و ننگ گفتم

هوایت را به جان و دل خریدم

چه سختی ها که در هجر تو دیدم

چه محنت ها که در عشقت کشیدم

چه مایه طعنه های دشمن و دوست

که گاه و بی گه از بهرت شنیدم

فراوان اشک در هجرت فشاندم

فراوان جامه بر یادت دریدم

گهت بر آستان سر می نهادم

گهی بر گرد کویت می دویدم

نه یک ساعت جدا می گشتم از تو

نه یک دم بی رخت می آرمیدم

کنون نامهربانی پیشه کردی

امید از مهر و پیمانت بریدم

اگر دیگر کسان حالم ندانند

تو می دانی که از بهرت چه دیدم

کنونم خود پرو بالی نمانده است

که وقتی در هوایت می پریدم

نخورده شربتی شیرین ز لعلت

چه تلخیها که از دوران چشیدم

رسد گفتی جلال از من به کامی

حقیقت خوش به کام دل رسیدم

ادامه‌ی غزلیّات

  1. شمارهٔ ۱۸۶آشکارا کنم این درد که در جان دارم
  2. شمارهٔ ۱۸۷به جز ذکر لبت کاری ندارم
  3. شمارهٔ ۱۸۸مرا دردی‌ست اندر دل، ولی گفتن نمی‌یارم
  4. شمارهٔ ۱۸۹گرچه غریق بحر مضایق چو لنگرم
  5. شمارهٔ ۱۹۰بخت برگشت ز من تا تو برفتی ز برم
  6. شمارهٔ ۱۹۱در پایت اوفتادم ای دوست! دست گیرم
  7. شمارهٔ ۱۹۲تو مپندار که از عشق تو دل برگیرم
  8. شمارهٔ ۱۹۳من شمع طلعتت را پروانه ای حقیرم
همه‌ی غزلیّات ←

جلال عضد درباره‌ی جلال عضد

سید جلال الدین عضد یزدی معروف به جلال عضد و متخلص به «جلال» شاعر سدهٔ هشتم هجری و ستایندهٔ برخی امیران چوپانی و آل اینجو بوده است. وی فرزند سیدِ عَضُدِ یزدی از شاعران سدۀ هفت و هشت هجری، و از رجال دورۀ ابوسعید بهادر و وزیر امیر مبارزالدین و بزرگ سادات یزدی بود. تاریخ تولد و وفات جلال به درستی روشن نیست. از دیوان وی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.