پرش به محتوای اصلی
جلال عضد جلال عضد

غزلیّات

شمارهٔ ۱۹۲

تو مپندار که از عشق تو دل برگیرم

یا به جای تو کسی جویم و در بر گیرم

بعد صد سال اگر بر سر خاکم گذری

پاره سازم کفن و زندگی از سر گیرم

ادامه‌ی غزلیّات

  1. شمارهٔ ۱۹۴همی خواهم که تا من زنده باشم
  2. شمارهٔ ۱۹۵خیال روی تو مأوا گرفت در بر چشم
  3. شمارهٔ ۱۹۶شکر است که سجّاده درافتاد ز دوشم
  4. شمارهٔ ۱۹۷ساقی بده به باده خلاصم ز چنگ غم
  5. شمارهٔ ۱۹۸از دوری کنار تو هستم میان غم
  6. شمارهٔ ۱۹۹المنّة لِلّه که برآمد همه کامم
  7. شمارهٔ ۲۰۰ز سودای غم عشقت چنانم
  8. شمارهٔ ۲۰۱من بنده آن قامت و بالا و میانم
همه‌ی غزلیّات ←

جلال عضد درباره‌ی جلال عضد

سید جلال الدین عضد یزدی معروف به جلال عضد و متخلص به «جلال» شاعر سدهٔ هشتم هجری و ستایندهٔ برخی امیران چوپانی و آل اینجو بوده است. وی فرزند سیدِ عَضُدِ یزدی از شاعران سدۀ هفت و هشت هجری، و از رجال دورۀ ابوسعید بهادر و وزیر امیر مبارزالدین و بزرگ سادات یزدی بود. تاریخ تولد و وفات جلال به درستی روشن نیست. از دیوان وی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.