پرش به محتوای اصلی
جلال عضد جلال عضد

غزلیّات

شمارهٔ ۱۵۵

دُزدانه در آمد از درم دوش

افکنده کمند زلف بر دوش

بر خاستم و فتادم از پای

چون او بنشست رفتم از هوش

گشتم به نظاره جمالش

حیران و خراب و مست و مدهوش

ای نرگس نیم مست جادوت

آهو بره ای به خواب خرگوش

با این رخ و خال و قد و خد

با این پر و بال و با تن و توش

هرکس که ببیندت به یک ره

ملک دو جهان کند فراموش

با روی تو نوش می شود نیش

وز دست تو نیش می شود نوش

ای دوست مخور غم زمانه

بنشین به مراد و باده می نوش

عاشق به سؤال و دوست فارغ

بلبل به فغان و غنچه خاموش

ای خواجه نصیحتم مفرمای

من پند کسان نمی کنم گوش

در گوش جلال حلقه ای کن

کاو بنده تست حلقه در گوش

ادامه‌ی غزلیّات

  1. شمارهٔ ۱۵۷آن دم که می گذشتی ای سرو سبزپوش
  2. شمارهٔ ۱۵۸به سر طواف کنم بر در شراب فروش
  3. شمارهٔ ۱۵۹تا کی از دست جفایت تیره بینم روز خویش
  4. شمارهٔ ۱۶۰زلف تو بر ماه نهد پای خویش
  5. شمارهٔ ۱۶۱آتش دل چند سوزد رشته جانم چو شمع؟
  6. شمارهٔ ۱۶۲ما بریدیم به دوران تو از کام طمع
  7. شمارهٔ ۱۶۳سزد که رنجه کنی یک زمان قدوم شریف
  8. شمارهٔ ۱۶۴باز به بستان شکفته گشت شقایق
همه‌ی غزلیّات ←

جلال عضد درباره‌ی جلال عضد

سید جلال الدین عضد یزدی معروف به جلال عضد و متخلص به «جلال» شاعر سدهٔ هشتم هجری و ستایندهٔ برخی امیران چوپانی و آل اینجو بوده است. وی فرزند سیدِ عَضُدِ یزدی از شاعران سدۀ هفت و هشت هجری، و از رجال دورۀ ابوسعید بهادر و وزیر امیر مبارزالدین و بزرگ سادات یزدی بود. تاریخ تولد و وفات جلال به درستی روشن نیست. از دیوان وی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.