پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار

قاسم انوار

غزلیات

۶۸۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ ای آسیا، ای آسیا، سرگشته‌ای چون ما چرا؟
  2. شمارهٔ ۲ ای دل و جان عاشقان خسته تیغ مرحبا
  3. شمارهٔ ۳ ای صبح سعادت ز جبین تو هویدا
  4. شمارهٔ ۴ ایهاالصابرون فی البلوا
  5. شمارهٔ ۵ برافشان زلف مشکین را، که خوش حالیم ازین سودا
  6. شمارهٔ ۶ بس بمساجد شدیم بهر تولا
  7. شمارهٔ ۷ بلبل بوقت صبح بدرگاه کبریا
  8. شمارهٔ ۸ تا پریشان نکند زلف ترا باد صبا
  9. شمارهٔ ۹ جگر پردرد و دل پرخون و جان سرمست و ناپروا
  10. شمارهٔ ۱۰ چند پرسی ز کجایی و کجایی و کجا؟
  11. شمارهٔ ۱۱ خدا را، ای مذکر، رحم فرما
  12. شمارهٔ ۱۲ خوش خاطرم که یار مرا گفت: مرحبا
  13. شمارهٔ ۱۳ زهی شوق و زهی شوق، زهی عشق و تمنا!
  14. شمارهٔ ۱۴ شراب آتشین آمد ز دست ساقی جان‌ها
  15. شمارهٔ ۱۵ طلوع پرتو حسنست در جهان، اما
  16. شمارهٔ ۱۶ عقل از عقیله خیزد، عشق از جنون و سودا
  17. شمارهٔ ۱۷ «کل من رام تف بوجه سما»
  18. شمارهٔ ۱۸ گر صفات خدا کنی بسزا
  19. شمارهٔ ۱۹ گر عشق نباشد نرسد قطره بدریا
  20. شمارهٔ ۲۰ گریبان می‌درم هردم که: دامان درمکش از ما
  21. شمارهٔ ۲۱ «نون گفت » و «قلم » گفت تقدس و تعالا
  22. شمارهٔ ۲۲ هرچه آن می رود از حد سمک تا بسما
  23. شمارهٔ ۲۳ ساقی، ز کرم پر کن این جام مصفا را
  24. شمارهٔ ۲۴ نمی دانم چه افتادست قسمت از قدر ما را
  25. شمارهٔ ۲۵ هر صبح‌دم پیغام خود گویم به زاری باد را
  26. شمارهٔ ۲۶ ساقی بیار باده و بنواز عود را
  27. شمارهٔ ۲۷ مست از شراب عشق کن این عقل دوراندیش را
  28. شمارهٔ ۲۸ دمادم می‌دهد ساقی لبالب ساغر جان را
  29. شمارهٔ ۲۹ ساقی به من آور قدح پیر مغان را
  30. شمارهٔ ۳۰ وقت آن شد که می ناب دهی مستان را
  31. شمارهٔ ۳۱ بسوخت آتش عشق تو زهد و تقوی را
  32. شمارهٔ ۳۲ هزار بار نمک ریخت بر جراحت ما
  33. شمارهٔ ۳۳ باده می ریزند صافی دم بدم در جام ما
  34. شمارهٔ ۳۴ از حد گذشت قصه درد نهان ما
  35. شمارهٔ ۳۵ ای چشم تو در شوخی سرفتنه دوران‌ها
  36. شمارهٔ ۳۶ بیادت زنده ام، اینست مشرب
  37. شمارهٔ ۳۷ لب عالم منم،چه لب؟لب لب
  38. شمارهٔ ۳۸ «اسمعوا منی، یا اولی الالباب »:
  39. شمارهٔ ۳۹ ای از جمال روی تو تابنده آفتاب
  40. شمارهٔ ۴۰ ای رخ زیبای تو رشک مه و آفتاب
  41. شمارهٔ ۴۱ باده ارزان شد و زهاد خرابند و یباب
  42. شمارهٔ ۴۲ چند ازین افسانهای خاک و آب؟
  43. شمارهٔ ۴۳ سخنی می رود به صدق و صواب
  44. شمارهٔ ۴۴ سخنی می رود بوجه صواب
  45. شمارهٔ ۴۵ شب، همه شب به هوای تو چنین مست خراب
  46. شمارهٔ ۴۶ عاشقم، خسته ام، خراب و یباب
  47. شمارهٔ ۴۷ «لن ترانی » می رسد از طور موسی را جواب
  48. شمارهٔ ۴۸ یار همسایه تو شد، دریاب
  49. شمارهٔ ۴۹ ای از جمال روی تو تابنده آفتاب
  50. شمارهٔ ۵۰ ای پرتو جمال ترا بنده آفتاب
  51. شمارهٔ ۵۱ عدیل نیست ترا در جهان حسن و ملاحت
  52. شمارهٔ ۵۲ ای مظهر جمال تو مرآت کاینات
  53. شمارهٔ ۵۳ پیش از بنای مدرسه و دیر سومنات
  54. شمارهٔ ۵۴ دلم رابرد عشقت، «فات مافات »
  55. شمارهٔ ۵۵ «ستة ایام » گفت و «سبع سماوات »
  56. شمارهٔ ۵۶ مرآت اوست جمله ذرات کاینات
  57. شمارهٔ ۵۷ عشق ما را هزار فن آموخت
  58. شمارهٔ ۵۸ از ما خبر برید بدان عاشقان مست :
  59. شمارهٔ ۵۹ گر زاهدست جانم، اگر رند می پرست
  60. شمارهٔ ۶۰ ما پیش شمع روی تو پروانه وار مست

متن اشعار به نقل از گنجور.