پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۵۲

ای مظهر جمال تو مرآت کاینات

وی جنبش صفات تو از مقتضای ذات

هرجا که هست لمعه روی تو لامعست

گر کنج صومعه است و گر دیر سومنات

چون ظاهر از مظاهر ذرات عالمی

ظاهر شد از ظهور تو اسم تنزلات

اشباح انس صورت ارواح قدس شد

ارواح قدس صورت اعیان ممکنات

هر صورتی تعین خاصست و در وجود

محوست نقش غیر و نشان تعینات

مشکل ز حد گذشت در آن عقدهای زلف

ای پرتو جمال تو حلال مشکلات

قاسم شد از شراب ازل مست «لم یزل »

«هل من مزید» می زند از بهر باقیات

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴دلم رابرد عشقت، «فات مافات »
  2. شمارهٔ ۵۵«ستة ایام » گفت و «سبع سماوات »
  3. شمارهٔ ۵۶مرآت اوست جمله ذرات کاینات
  4. شمارهٔ ۵۷عشق ما را هزار فن آموخت
  5. شمارهٔ ۵۸از ما خبر برید بدان عاشقان مست :
  6. شمارهٔ ۵۹گر زاهدست جانم، اگر رند می پرست
  7. شمارهٔ ۶۰ما پیش شمع روی تو پروانه وار مست
  8. شمارهٔ ۶۱ای دوست، دلم راهوس باده حمراست
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.