پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۵۶

مرآت اوست جمله ذرات کاینات

«یا عاشقین، قوموا، حیوا علی الصلات »

در کوی عشق او بادب رو، که گفته اند :

در طور عاشقی حسناتست سیئات

ای آرزوی جان، چه کنم من دوای دل؟

بی تو نه خواب دارم و نه صبر و نه ثبات

جان مست روی تست، که آن روی دلفروز

صبحیست از سعادت و روزیست از نجات

زار و نزار تست، دلم هر کجا که هست

جان دوستدار تست، اگر موت اگر حیات

بسم الله، ار بخون دلم مایلی بگو

روزی مبارک آمد و شب لیلة البرات

گفتند: قاسمی ز هوای تو جان نبرد

در خنده رفت یار و چنین گفت «مات مات »

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸از ما خبر برید بدان عاشقان مست :
  2. شمارهٔ ۵۹گر زاهدست جانم، اگر رند می پرست
  3. شمارهٔ ۶۰ما پیش شمع روی تو پروانه وار مست
  4. شمارهٔ ۶۱ای دوست، دلم راهوس باده حمراست
  5. شمارهٔ ۶۲این همه موج بی کران ز چه خاست؟
  6. شمارهٔ ۶۳بآفتاب جمالت، که نور دیده ماست
  7. شمارهٔ ۶۴جان عالم تو و این قصه ز جانت پیداست
  8. شمارهٔ ۶۵چون صبح سعادت ز جبین تو هویداست
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.