پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۶۵

چون صبح سعادت ز جبین تو هویداست

ما را بتو صد گونه تولا و تمناست

تو ساقی جانهایی و جانها بتو شادند

در ده قدح باده، که هنگام تولاست

در مجلس مستان خدا وقت سماعست

چون عشق مزید آمد و چون حسن هویداست

هر قصه که در وصف جمالست و جلالست

تا فکر زیادت نکنی، نسبت سوداست

آنجای که جسمست بکلی همه اسمست

آن جای که جانیست نه اسم و نه مسماست

با عشق خدا باش، که در صورت و معنی

چون کار تو عشقست همه کار مهیاست

قاسم، چه کنی؟ گر نکنی روی بدین بحر

کین کثرت امواج هم از لجه دریاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷خورشید منور ز جمال تو هویداست
  2. شمارهٔ ۶۸دوست در مجلس جان آمد و محفل آراست
  3. شمارهٔ ۶۹دین هر کس بقدر صدق و صفاست
  4. شمارهٔ ۷۰رنگ رز رنگ خمی کرد و نیامد خم راست
  5. شمارهٔ ۷۱ز درد عشق اگر جان غریق بحر بلاست
  6. شمارهٔ ۷۲عشق و مستوری و مستی چو نمی آید راست
  7. شمارهٔ ۷۳معراج عاشقی، که فنا در پی فناست
  8. شمارهٔ ۷۴مهربان یار وفاپیشه کجا رفت و کجاست؟
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.