پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۷۱

ز درد عشق اگر جان غریق بحر بلاست

هزار شکر که دل در مقام صبر و رضاست

حریف بزم قلندر کسی تواند بود

که در طریق محبت ز جان و دل برخاست

میان مجلس مستان ز پا وسر بگذر

که آن مقام خراباتیان بی سر و پاست

مؤذنان حقیقت بلند میگویند

که: آستان خرابات عشق قبله ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳معراج عاشقی، که فنا در پی فناست
  2. شمارهٔ ۷۴مهربان یار وفاپیشه کجا رفت و کجاست؟
  3. شمارهٔ ۷۵«و هُوَ مَعَکُم» گفت از این معنی چه خواست؟
  4. شمارهٔ ۷۶یک سخن از قول اخوان الصفاست:
  5. شمارهٔ ۷۷در همه روی زمین یک دل هشیار کجاست؟
  6. شمارهٔ ۷۸جان گنه کار است و مجرم، رحمت جانان کجاست؟
  7. شمارهٔ ۷۹در خاکدان دهر دلی شادمان کجاست؟
  8. شمارهٔ ۸۰دلدار یار ماست، غمش غمگسار ماست
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.