پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۷۹

در خاکدان دهر دلی شادمان کجاست؟

یک دل که ایمنست ز غم در جهان کجاست؟

در گیر و دار فتنه دوران بسوختیم

داری خبر بگوی که: دارالامان کجاست؟

در صومعه چو جرعه ای از درد درد نیست

راهم نشان دهید که: دیر مغان کجاست؟

چون ارغنون ز درد خماریم در نفیر

ساقی بیار جام، می ارغوان کجاست؟

آن دارد آن نگار که آنست هرچه هست

آنرا طلب کنند حریفان که آن کجاست؟

پنهان شدست یار چو گنج نهان ز ما

هرچند ظاهرست که گنج نهان کجاست

در نو بهار عمر چو سر سبزیی نماند

ای باغبان، بگوی که: باد خزان کجاست؟

با آنکه یار در عمه اعیان عیان شدست

مخفیست در ظهور، که عین عیان کجاست؟

قاسم بر آستانه عشق تو بار یافت

دانست سجده گاه سر عاشقان کجاست؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱مقصود ما ز ملک جهان وصل یار ماست
  2. شمارهٔ ۸۲از لطف دوست سکه دولت بنام ماست
  3. شمارهٔ ۸۳شور جهان ز شکر آن دلستان ماست
  4. شمارهٔ ۸۴دیده ام تا بر رخ آن گل عذار افتاده است
  5. شمارهٔ ۸۵بر ما بناز می گذری، این چه عادتست؟
  6. شمارهٔ ۸۶دستم بدست گیر، که دل توبه کارتست
  7. شمارهٔ ۸۷گر دل برفت، مسکن جانها بکوی تست
  8. شمارهٔ ۸۸جاودان، هرکه ترا دید بعالم شادست
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.