پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۷۸

جان گنه کار است و مجرم، رحمت جانان کجاست؟

قصه طغیان ز حد شد، سوره غفران کجاست؟

محو گرداند گناه عالمی را در دمی

یا رب آن موج کرم و آن بحر بی پایان کجاست؟

قصه فرعونیان از حد گذشت،ای پیر عقل

طالب جان را خبر کن،موسی عمران کجاست؟

ظلمت بو جهل بگرفتست عالم سربسر

درد بودردا کجا شد؟ صفوت سلمان کجاست؟

عالمی اخوان شیطانند، با هم متفق

آخر، ای دانا، نشان نشائه انسان کجاست؟

از عطش جانها بلب آمد در این دریای ژرف

ساقی باقی شناسد چشمه حیوان کجاست

عشق سر مستست و میگوید بآواز بلند:

ما بجانان واصلیم، آن عقل سرگردان کجاست؟

طاعت بی درد را هرگز نباشد چاشنی

ناله مستان سرگردان بی سامان کجاست؟

قاسمی از دیو مردم نفرتی دارد عظیم

صولت غولان ز حد شد، صدمت سلطان کجاست؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰دلدار یار ماست، غمش غمگسار ماست
  2. شمارهٔ ۸۱مقصود ما ز ملک جهان وصل یار ماست
  3. شمارهٔ ۸۲از لطف دوست سکه دولت بنام ماست
  4. شمارهٔ ۸۳شور جهان ز شکر آن دلستان ماست
  5. شمارهٔ ۸۴دیده ام تا بر رخ آن گل عذار افتاده است
  6. شمارهٔ ۸۵بر ما بناز می گذری، این چه عادتست؟
  7. شمارهٔ ۸۶دستم بدست گیر، که دل توبه کارتست
  8. شمارهٔ ۸۷گر دل برفت، مسکن جانها بکوی تست
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.