پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۸۷

گر دل برفت، مسکن جانها بکوی تست

گر عقل رفت، جرعه ما در سبوی تست

در جان ما ز بحر صفا شبنمی نماند

ما خوشدلیم کآب سعادت بجوی تست

تا دل جمال روی ترا دید لایزال

در فکر خود نماند، چو در فکر روی تست

عمری بآرزوی تو گرد جهان بگشت

تا هست و بود و باشد در جستجوی تست

آشفته گشت و خرقه بصد پاره چاک زد

جانرا گناه نیست، که جان مست روی تست

گفتی: فنا شو از خود و یکدم بما نگر

ای آرزوی دیده، مرا آرزوی تست

قاسم شراب جمله خم خانه ها کشید

محتاج قطره ایست که اندر کدوی تست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۹شفای جان مرا چیست؟ کز من آزردست
  2. شمارهٔ ۹۰دل چه دیدست؟ که دیوانه آن یار شدست
  3. شمارهٔ ۹۱روی زمین لعل بدخشان شدست
  4. شمارهٔ ۹۲ای خواجه، درین کوی چه عیشست و چه بودست؟
  5. شمارهٔ ۹۳بازم نمکی بر جگر ریش رسیدست
  6. شمارهٔ ۹۴آن را که قبله اش رخ خورشید انورست
  7. شمارهٔ ۹۵از هرچه هست ذکر جمال تو خوشترست
  8. شمارهٔ ۹۶اگر در مغز، اگر در پوست یارست
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.