پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۹۵

از هرچه هست ذکر جمال تو خوشترست

حسن تو مظهر آمد و عشاق مظهرست

هرجا که باد بوی تو آرد بعاشقان

جانها فدای رایحه روح پرورست

در آرزوی روی تو آریم زیر پا

از فرط اشتیاق، اگر بحر، اگر برست

ذرات در هوای تو در رقص حیرتند

اما سماع عشق ترا شور دیگرست

چندین مگو، که لاف کرامات و جام می

عزت نگاهدار، که این سر از آن سرست

زاهد که دم ز حور و قصور جنان زند

لاغر شکار ماست، اگر خود غضنفرست

با ساکنان دیر و صوامع بگو که: کار

بر صورتی که هست همان شیوه در خورست

تا چند طعنه بر سخن عاشقان زنی؟

دل جمع دار، کین سخن از جای دیگرست

قاسم، عنایتیست درین راه هرچه هست

جرات نمود زاهد و چون حلقه بر درست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۷هلاک عاشقان در انتظارست
  2. شمارهٔ ۹۸یحبهم و یحبونه چه اقرارست؟
  3. شمارهٔ ۹۹دلم از غصه هجران تو اندر شورست
  4. شمارهٔ ۱۰۰من اگر توبه شکستم کرمش موفورست
  5. شمارهٔ ۱۰۱امروز بهرحال به از دی و پریرست
  6. شمارهٔ ۱۰۲بگذار ره صومعه، کان دور و درازست
  7. شمارهٔ ۱۰۳گر دیر سومنات بود، گر صوامعست
  8. شمارهٔ ۱۰۴ره بیابانست و شب تاریک و پایم در گلست
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.