پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۹۹

دلم از غصه هجران تو اندر شورست

ذوق جان دارد و خوش در طلب مسرورست

تو حبیبی و یقین با دل و جان نزدیکی

آن رقیبست که از جمله دلها دورست

عاشق تست، اگر خسرو، اگر شیرینست

بنده تست، اگر سنجر، اگر فغفورست

عشق نزدیک تر از ماست بما، می داند

این حدیثیست که در هر دو جهان مشهورست

من اگر مستم، اگر نعره زنم، باکی نیست

عشقم اندر نظر و موسی جان بر طورست

دو جهان نور شد و نور شدم سر تا پا

هرکه خود نور شود هر دو جهانش نورست

نظری از تو اگر بر دل قاسم آید

قاسم سوخته هم ناظر و هم منظورست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۱امروز بهرحال به از دی و پریرست
  2. شمارهٔ ۱۰۲بگذار ره صومعه، کان دور و درازست
  3. شمارهٔ ۱۰۳گر دیر سومنات بود، گر صوامعست
  4. شمارهٔ ۱۰۴ره بیابانست و شب تاریک و پایم در گلست
  5. شمارهٔ ۱۰۵در مذهب ما باده مباحست و حلالست
  6. شمارهٔ ۱۰۶بهر کجا که رسد عشق شاه محترمست
  7. شمارهٔ ۱۰۷جگرم گرم و دل خسته ندیم ندمست
  8. شمارهٔ ۱۰۸غم تو بر دل و بر جان امیر و محتشمست
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.