پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۹۸

یحبهم و یحبونه چه اقرارست؟

بزیر پرده مگر خویش را خریدارست؟

دو عاشقند و دو معشوق در مکین و مکان

ولی تصور اغیار محض پندارست

هزار جان گرامی بیک کرشمه خرند

میان عاشق و معشوق این چه بازارست؟

هزا جان و دل و دین برای یک غمزه

بداد عاشق مسکین، که بس خریدارست

مدام چون بسر تست شاه را سوگند

چنین شریف سری را چه جای دستارست؟

خطاست این که: فلانی چنین روایت کرد

بیا بدیده بینا، که وقت دیدارست؟

مرید جمله ذرات کاینات شود

دلی که جلوه خورشید را طلب کارست

بجان دوست، کزین راست تر حدیثی نیست

که هرکه عشق نورزید نقش دیوارست

برون ز حد و صفت قاسمی جمال تو دید

جمال روی ترا جلوهای بسیارست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۰من اگر توبه شکستم کرمش موفورست
  2. شمارهٔ ۱۰۱امروز بهرحال به از دی و پریرست
  3. شمارهٔ ۱۰۲بگذار ره صومعه، کان دور و درازست
  4. شمارهٔ ۱۰۳گر دیر سومنات بود، گر صوامعست
  5. شمارهٔ ۱۰۴ره بیابانست و شب تاریک و پایم در گلست
  6. شمارهٔ ۱۰۵در مذهب ما باده مباحست و حلالست
  7. شمارهٔ ۱۰۶بهر کجا که رسد عشق شاه محترمست
  8. شمارهٔ ۱۰۷جگرم گرم و دل خسته ندیم ندمست
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.