پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۶

بهر کجا که رسد عشق شاه محترمست

صفات عشق تو گفتن نشانه کرمست

مرو بپیش، که ترسم که باز گردانند

که علت حدثان نفی معنی قدمست

بدان که: جان تهی همچو جسم بی جانست

نخواهمش بکف آرم، اگرچه جام جمست

رقیب خواست که آزار من کند ز حسد

حبیب گفت: مرنجان، که آهوی حرمست

ندای دوست بجانها نمیرسد دایم

ندای او نشنیدن نشانه صممست

میان صومعه دیدیم طاعتست و نماز

بکوی عشق رسیدیم عاشقان همه مست

شراب عشق بمی خوارگان مجلس ده

حدیث زاهد خودبین مگو، که کم ز کمست

رقیب واقعه عشق را نمی داند

بپیش مردم عارف رقیب کالعدمست

قلم برندی قاسم زدند روز ازل

همه حکایت دل مقتضای آن رقمست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۸غم تو بر دل و بر جان امیر و محتشمست
  2. شمارهٔ ۱۰۹تو ساقی جان بخشی و عالم همه جامست
  3. شمارهٔ ۱۱۰موسی صفتان را، که درین طور مقامست
  4. شمارهٔ ۱۱۱خرد مستست و دل مستست و جان مست
  5. شمارهٔ ۱۱۲دلم از عشق تو مست است و جان مست
  6. شمارهٔ ۱۱۳گر دردمند گردد دل، دولتی عظیمست
  7. شمارهٔ ۱۱۴ملامت را بمان، چه جای بیمست؟
  8. شمارهٔ ۱۱۵بنده را هست سؤالی و نه آن حد منست
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.