پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۴

ملامت را بمان، چه جای بیمست؟

که روح القدس جانت را ندیمست

اگرچه راه دشوارست آخر

که امداد از مددهای کریمست

تو عاشق باش و طور عاشقی ورز

که عاشق بر صراط مستقیمست

غنیمی کز روانت روضه سازد

بچشم سر ببین: عشق آن غنیمست

دلی، کز عاشقی بی رنگ و بویست

مخوانش دل، که شیطان رجیمست

دلم را غیر درگاه تو جا نیست

مدام این دل برین درگه مقیمست

بیا، قاسم، ز هستی توبه می کن

که سلطان تو تواب الرحیمست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۶آن ماه دل افروز، که محبوب جهانست
  2. شمارهٔ ۱۱۷آن ماه شب افروز، که در پرده نهانست
  3. شمارهٔ ۱۱۸امشب شب آدینه و فردا رمضانست
  4. شمارهٔ ۱۱۹ای بی خبران، مصلحت کار در آنست
  5. شمارهٔ ۱۲۰ای ساقی جان بخش، که در جام تو جانست
  6. شمارهٔ ۱۲۱بگوش سرو چه گفتی؟ که پای کوبانست
  7. شمارهٔ ۱۲۲درد تو، که سرمایه ملک دو جهانست
  8. شمارهٔ ۱۲۳در دیده صاحب نظران کشف عیانست :
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.