پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۳

در دیده صاحب نظران کشف عیانست :

کان ماه دل افروز پس پرده نهانست

گر زانکه بغفلت روی این ره، نکنی سود

هر سود که بی دوست کنی عین زیانست

هرجا نگرم روی تو بینم بهمه حال

گر خانه کعبه است و گر دیر مغانست

زاهد، هله! امروز تو در ملک امانی

در کوچه ما نعره و آشوب و فغانست

آنیست در آن چهره زیبای تو مادام

هرجای که آنست، دلم عاشق آنست

دی رفت بهاری، همه پر لاله سیراب

دهقان چه کند چاره؟ که امروز خزانست

گویند بقاسم که: ازین عشق حذر کن

بیچاره حذر کرد، ولیکن نتوانست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۵دلم از زلف تو آشفته و سرگردانست
  2. شمارهٔ ۱۲۶صبا چه گفت بگوش چمن که خندانست؟
  3. شمارهٔ ۱۲۷فروغ نور رخت آفتاب تابانست
  4. شمارهٔ ۱۲۸مرا پیوند او پیوند جانست
  5. شمارهٔ ۱۲۹مرا چون عاشقی دارالامانست
  6. شمارهٔ ۱۳۰مرا نور یقین همراه جانست
  7. شمارهٔ ۱۳۱مرا هوای تو اندر میانه جانست
  8. شمارهٔ ۱۳۲همه صحرا گلست و ارغوانست
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.