پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۱

خرد مستست و دل مستست و جان مست

بسودایت روانِ ناتوان مست

ز حد بگذشت مستیهای ذرات

فلک مست و زمین مست و زمان مست

بیا در باغ و شورِ بلبلان بین

سمن مست و چمن مست، ارغوان مست

شرابِ نابِ رحمان را چه گویم؟

کزو دلداده مست و دلستان مست

ز دنیی تا بعقبی گر ببینی

همه ره کاروان در کاروان مست

دلی کز ما و من آزاد آید

چه در کعبه، چه در دیرِ مغان مست

جهان مستند و ز مستی ندانند

جهان اندر جهان اندر جهان مست

درین دریا، که عالم قطرهٔ اوست

ز قطره تا ببحرِ بی‌کران مست

بقولِ قاسمی این سِکرِ عامست

خرد مست و یقین مست و گمان مست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۳گر دردمند گردد دل، دولتی عظیمست
  2. شمارهٔ ۱۱۴ملامت را بمان، چه جای بیمست؟
  3. شمارهٔ ۱۱۵بنده را هست سؤالی و نه آن حد منست
  4. شمارهٔ ۱۱۶آن ماه دل افروز، که محبوب جهانست
  5. شمارهٔ ۱۱۷آن ماه شب افروز، که در پرده نهانست
  6. شمارهٔ ۱۱۸امشب شب آدینه و فردا رمضانست
  7. شمارهٔ ۱۱۹ای بی خبران، مصلحت کار در آنست
  8. شمارهٔ ۱۲۰ای ساقی جان بخش، که در جام تو جانست
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.