پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۳

گر دیر سومنات بود، گر صوامعست

هر جا که هست لمعه روی تو لامعست

ذرات کاینات، که آیات حسن تست

مجموع در صحیفه انسان جامعست

وصف جمال تست غزلهای بلبلان

مستی است زین سماع کسیرا که سامعست

هر ذره ناطقست باوصاف آن جمال

ذکر جمیل تست که ورد مجامعست

پرشد کنار و دامنم از در شاهوار

از بحر دل،که از صدف چشم دامعست

بنیاد صبر و طاقتم از بیخ برفکند

هجران جان گداز، که تلخست و قامعست

قاسم وصال خواهد و مرگ رقیب نیز

یا رب، تو عالمی که فقیرست و طامعست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۵در مذهب ما باده مباحست و حلالست
  2. شمارهٔ ۱۰۶بهر کجا که رسد عشق شاه محترمست
  3. شمارهٔ ۱۰۷جگرم گرم و دل خسته ندیم ندمست
  4. شمارهٔ ۱۰۸غم تو بر دل و بر جان امیر و محتشمست
  5. شمارهٔ ۱۰۹تو ساقی جان بخشی و عالم همه جامست
  6. شمارهٔ ۱۱۰موسی صفتان را، که درین طور مقامست
  7. شمارهٔ ۱۱۱خرد مستست و دل مستست و جان مست
  8. شمارهٔ ۱۱۲دلم از عشق تو مست است و جان مست
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.