پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۹۳

بازم نمکی بر جگر ریش رسیدست

صد گونه بلا بر من درویش رسیدست

من ناله ز بیگانه ندارم، که دلم را

هر غم که رسیدست هم از خویش رسیدست

درد تو بهرکس نرسیدست ولیکن

المنة لله که مرا بیش رسیدست

کیشم همه عشقست و نیاید بصفت راست

تیری که مرا بر دل از آن کیش رسیدست

نوش دو جهان را همگی کرد فراموش

تا بر دل من لذت آن نیش رسیدست

ای عشق جهان سوز، کجایی؟ که دلم را

صد واقعه از عقل بد اندیش رسیدست

گر ناله کند قاسم بیدل، مکنش عیب

پیداست از آن ناله که دردیش رسیدست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۵از هرچه هست ذکر جمال تو خوشترست
  2. شمارهٔ ۹۶اگر در مغز، اگر در پوست یارست
  3. شمارهٔ ۹۷هلاک عاشقان در انتظارست
  4. شمارهٔ ۹۸یحبهم و یحبونه چه اقرارست؟
  5. شمارهٔ ۹۹دلم از غصه هجران تو اندر شورست
  6. شمارهٔ ۱۰۰من اگر توبه شکستم کرمش موفورست
  7. شمارهٔ ۱۰۱امروز بهرحال به از دی و پریرست
  8. شمارهٔ ۱۰۲بگذار ره صومعه، کان دور و درازست
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.