پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۷۷

در همه روی زمین یک دل هشیار کجاست؟

تا بگویم بیقین منزل آن یار کجاست

همه مستند و خرابند ز غفلت، هیهات!

دل و جانی که بود حاضر و هشیار کجاست؟

دل عشاق سراسیمه و فریاد کنان

یار کو خرمن ما سوخت بیک بار کجاست؟

چند گویی خبر از دار جنان، ای واعظ؟

دل ما را خبری گوی که: دلدار کجاست؟

همه جانها متحیر که کجا رفت آن یار؟

گنج بی مار کجا شد؟ گل بی خار کجاست؟

یار را بر سر بازار جهان یافته ام

باز می جویمش اندر بن بازار، کجاست؟

عارفی را که بتوفیق خدا بینا شد

همه اقرار شود، معنی انکار کجاست؟

قصه سربسته بگفتیم و ازین روشن تر

گر تو خواهی بطلب، کلبه عطار کجاست؟

در جمال تو عجب واله و حیران گشتم

قاسمی عقل کجا؟ دانش بسیار کجاست؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۹در خاکدان دهر دلی شادمان کجاست؟
  2. شمارهٔ ۸۰دلدار یار ماست، غمش غمگسار ماست
  3. شمارهٔ ۸۱مقصود ما ز ملک جهان وصل یار ماست
  4. شمارهٔ ۸۲از لطف دوست سکه دولت بنام ماست
  5. شمارهٔ ۸۳شور جهان ز شکر آن دلستان ماست
  6. شمارهٔ ۸۴دیده ام تا بر رخ آن گل عذار افتاده است
  7. شمارهٔ ۸۵بر ما بناز می گذری، این چه عادتست؟
  8. شمارهٔ ۸۶دستم بدست گیر، که دل توبه کارتست
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.