پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۷۳

معراج عاشقی، که فنا در پی فناست

در طور عشق شیوه مستان کبریاست

با عقل کم نشین،که مقام تحیرست

همراه عشق شو، که صفا در پی صفاست

عشقست هرچه هست و بگفتیم و گفته اند

عشقست بوصل دوست رساند بضرب راست

گویی: ملامتی شور و رسوای خاص و عام

آری بعشق روی تو کان نور والضحاست

هرچیز کز تو آید بر جان ما خوشست

گر لطف و قهر باشد، اگر جور، اگر جفاست

دی یار می گذشت و رقیب از عقب رسید

گفتم که: عمر می رود و مرگ در قفاست

قاسم مباش منکر مستان راه عشق

همراه عشق باش، که همسایه لقاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵«و هُوَ مَعَکُم» گفت از این معنی چه خواست؟
  2. شمارهٔ ۷۶یک سخن از قول اخوان الصفاست:
  3. شمارهٔ ۷۷در همه روی زمین یک دل هشیار کجاست؟
  4. شمارهٔ ۷۸جان گنه کار است و مجرم، رحمت جانان کجاست؟
  5. شمارهٔ ۷۹در خاکدان دهر دلی شادمان کجاست؟
  6. شمارهٔ ۸۰دلدار یار ماست، غمش غمگسار ماست
  7. شمارهٔ ۸۱مقصود ما ز ملک جهان وصل یار ماست
  8. شمارهٔ ۸۲از لطف دوست سکه دولت بنام ماست
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.