پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۶۹

دین هر کس بقدر صدق و صفاست

دیدن عاشقان طریق فناست

چند پرسی: لباب عرفان چیست؟

آنچه با فهم تو نیاید راست

سخن سر این معما را

تو ندانسته ای، مگو که خطاست

خواستم، جام داد و عذر بگفت

عذر این را کجا توانم خواست؟

در ریاض ابد بفیض ازل

جان ما را هزار نشو و نماست

قبله گم کرده ام، رو بنما

که جمال تو قبله دلهاست

قاسمی، آسمان الا الله

گرچه بالا بود ولی بی لاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱ز درد عشق اگر جان غریق بحر بلاست
  2. شمارهٔ ۷۲عشق و مستوری و مستی چو نمی آید راست
  3. شمارهٔ ۷۳معراج عاشقی، که فنا در پی فناست
  4. شمارهٔ ۷۴مهربان یار وفاپیشه کجا رفت و کجاست؟
  5. شمارهٔ ۷۵«و هُوَ مَعَکُم» گفت از این معنی چه خواست؟
  6. شمارهٔ ۷۶یک سخن از قول اخوان الصفاست:
  7. شمارهٔ ۷۷در همه روی زمین یک دل هشیار کجاست؟
  8. شمارهٔ ۷۸جان گنه کار است و مجرم، رحمت جانان کجاست؟
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.