پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۵۸

از ما خبر برید بدان عاشقان مست :

پیمانه پر کنید، که پیمان ما شکست

صورت نبست شیوه زهد و صلاح ما

با عاشقان مست نشستیم می بدست

ماییم و جام باده و رندی و عاشقی

تا عاقبت شویم برین در چو خاک پست

با ما سخن ز باده و ساقی و جام گوی

کازاده است از دو جهان رند می پرست

هر جان بآرزویی و هر دل بمقصدی

ماییم و جام باده و معشوقه الست

در راه عشق حاضر و چالاک ره روید

هرجا که فتنه ایست برین رهگذار هست

قاسم، سخن مگوی، بجان سخن بدان

جان سخن شناس چو کبریت احمرست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰ما پیش شمع روی تو پروانه وار مست
  2. شمارهٔ ۶۱ای دوست، دلم راهوس باده حمراست
  3. شمارهٔ ۶۲این همه موج بی کران ز چه خاست؟
  4. شمارهٔ ۶۳بآفتاب جمالت، که نور دیده ماست
  5. شمارهٔ ۶۴جان عالم تو و این قصه ز جانت پیداست
  6. شمارهٔ ۶۵چون صبح سعادت ز جبین تو هویداست
  7. شمارهٔ ۶۶چون نور رخت از همه سو ظاهر و پیداست
  8. شمارهٔ ۶۷خورشید منور ز جمال تو هویداست
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.