پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۵۵

«ستة ایام » گفت و «سبع سماوات »

«ثم علی العرش استوا» است نهایات

حضرت حق را عروش نامتناهیست

فاش بگویم عروش جمله ذرات

بر سر ذره مستویست باسمی

چون بشناسی رسی بنیل مرادات

هرچه که گویم، فقیه گوید: هی هی

هرچه که گوید فقیه، گویم: هیهات!

هرکه شراب خدا ز جام محمد

نوش کند، وارهد ز عشوه وطامات

نعره مستی مزن، که مست هوایی

غایت عمیا بود بجهل مباهات

قاسمی و صحبت فقیه مقلد؟

فاتحه خوانیم بهر دفع بلیات

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷عشق ما را هزار فن آموخت
  2. شمارهٔ ۵۸از ما خبر برید بدان عاشقان مست :
  3. شمارهٔ ۵۹گر زاهدست جانم، اگر رند می پرست
  4. شمارهٔ ۶۰ما پیش شمع روی تو پروانه وار مست
  5. شمارهٔ ۶۱ای دوست، دلم راهوس باده حمراست
  6. شمارهٔ ۶۲این همه موج بی کران ز چه خاست؟
  7. شمارهٔ ۶۳بآفتاب جمالت، که نور دیده ماست
  8. شمارهٔ ۶۴جان عالم تو و این قصه ز جانت پیداست
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.