پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۵۴

دلم رابرد عشقت، «فات مافات »

کجا یابم دگر؟ هیهات، هیهات

چنان گشتم ز حیرانی و مستی

که نشناسم دو بیتی از تحیات

چه گویم شکر ساقی را؟ که جامی

بجان بخشید و وارستم ز شهمات

ز مستی راز می گوییم و گویند:

چه افتادش که می گوید خرافات؟

ادبها رانگه دارید، زنهار

که موسی مست شد اندر مناجات

خدا را گفت: یا رب، فتنه از تست

چو شد شوریده موسی وقت میقات

نه تنها قاسمی مست از می اوست

که از جامات او مستند ذرات

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶مرآت اوست جمله ذرات کاینات
  2. شمارهٔ ۵۷عشق ما را هزار فن آموخت
  3. شمارهٔ ۵۸از ما خبر برید بدان عاشقان مست :
  4. شمارهٔ ۵۹گر زاهدست جانم، اگر رند می پرست
  5. شمارهٔ ۶۰ما پیش شمع روی تو پروانه وار مست
  6. شمارهٔ ۶۱ای دوست، دلم راهوس باده حمراست
  7. شمارهٔ ۶۲این همه موج بی کران ز چه خاست؟
  8. شمارهٔ ۶۳بآفتاب جمالت، که نور دیده ماست
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.