پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۵۳

پیش از بنای مدرسه و دیر سومنات

ما با تو بوده ایم در اطوار کاینات

اندر میان حکایت پیغام در گذشت

چون با منی همیشه چه حاجت بمرسلات؟

ازما خلاف دوست نیاید،که با حبیب

همراه بوده ایم در انواع واردات

زنهار،ذکر غیر دگر برزبان مران

صاحبدلان بغیر نکردندالتفات

هشیار شرط نیست که باشی،که در جهان

هر ذره از ذراری کونند ساقیات

زاهد،مکن مبالغه با ما و این بدان

بر جنس طیبین حلالست طیبات

قاسم،خموش باش و عنان سخن بکش

تا پیر عشق با تو نگوید ز باقیات

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵«ستة ایام » گفت و «سبع سماوات »
  2. شمارهٔ ۵۶مرآت اوست جمله ذرات کاینات
  3. شمارهٔ ۵۷عشق ما را هزار فن آموخت
  4. شمارهٔ ۵۸از ما خبر برید بدان عاشقان مست :
  5. شمارهٔ ۵۹گر زاهدست جانم، اگر رند می پرست
  6. شمارهٔ ۶۰ما پیش شمع روی تو پروانه وار مست
  7. شمارهٔ ۶۱ای دوست، دلم راهوس باده حمراست
  8. شمارهٔ ۶۲این همه موج بی کران ز چه خاست؟
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.