پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۵۱

عدیل نیست ترا در جهان حسن و ملاحت

عجب لطیف و صبیحی، بخیر باد صباحت

دلم بسوخت ز حیرت، تنم گداخت ز غیرت

قضا بمرگ رقیبان چو کج نهاد کلاهت

گرم بتخت نشانی ورم ز پیش برانی

مطیع رای تو باشم، بهر چه هست صلاحت

ز فیض خوی تو گلشن جهان صورت و معنی

ز نور روی تو روشن جمال صبح سعادت

تسلئی ز تو دل را هزار عزت و تمکین

تجلئی ز تو جان را هزار شهد شهادت

فغان و ناله جانها گذشت از سر گردون

بوصل گوی که: ای جان، رسید وقت عنایت

تو پادشاه جهانی سبیل عشق تو دانی

طریق قاسم مسکین شکستگی و ملامت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳پیش از بنای مدرسه و دیر سومنات
  2. شمارهٔ ۵۴دلم رابرد عشقت، «فات مافات »
  3. شمارهٔ ۵۵«ستة ایام » گفت و «سبع سماوات »
  4. شمارهٔ ۵۶مرآت اوست جمله ذرات کاینات
  5. شمارهٔ ۵۷عشق ما را هزار فن آموخت
  6. شمارهٔ ۵۸از ما خبر برید بدان عاشقان مست :
  7. شمارهٔ ۵۹گر زاهدست جانم، اگر رند می پرست
  8. شمارهٔ ۶۰ما پیش شمع روی تو پروانه وار مست
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.