پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۴۴

سخنی می رود بوجه صواب

همه قشرند و دوست لب لباب

دوست در پرده می نماید روی

دل ما چاک می زند جلباب

ما و دلدار خوش نشسته بهم

«اغلق الباب، ایها البواب »

از خدا رحمتیست پنهانی

دل بیدار و دیده بی خواب

هرچه آید از آن حبیب قلوب

جمله وحیست، یا ورای حجاب

در شادی و دیدن دلدار

بگشای، ای مفتح الابواب

قاسمی، این مقلدان کورند

ره نبینند در خطاب و صواب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶عاشقم، خسته ام، خراب و یباب
  2. شمارهٔ ۴۷«لن ترانی » می رسد از طور موسی را جواب
  3. شمارهٔ ۴۸یار همسایه تو شد، دریاب
  4. شمارهٔ ۴۹ای از جمال روی تو تابنده آفتاب
  5. شمارهٔ ۵۰ای پرتو جمال ترا بنده آفتاب
  6. شمارهٔ ۵۱عدیل نیست ترا در جهان حسن و ملاحت
  7. شمارهٔ ۵۲ای مظهر جمال تو مرآت کاینات
  8. شمارهٔ ۵۳پیش از بنای مدرسه و دیر سومنات
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.