پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۴۹

ای از جمال روی تو تابنده آفتاب

وی آفتاب روی ترا بنده آفتاب

تا آفتاب روی تو بفروخت جان خرید

از دولت تو گشت فروزنده آفتاب

ما حسن روی خوب ترا طالب آمدیم

ما طالبان حسن و فروشنده آفتاب

چون آفتاب روی تو در ذرها بدید

شد پیش ماه روی تو شرمنده آفتاب

تا آفتاب روی تو بر بام و درافتاد

گشت از فروغ روی تو رخشنده آفتاب

چون آفتاب روی ترا دید بنده شد

از اشتیاق روی تو دل زنده آفتاب

قاسم هوای روی تو دارد بروز و شب

چون هست از جمال تو تابنده آفتاب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱عدیل نیست ترا در جهان حسن و ملاحت
  2. شمارهٔ ۵۲ای مظهر جمال تو مرآت کاینات
  3. شمارهٔ ۵۳پیش از بنای مدرسه و دیر سومنات
  4. شمارهٔ ۵۴دلم رابرد عشقت، «فات مافات »
  5. شمارهٔ ۵۵«ستة ایام » گفت و «سبع سماوات »
  6. شمارهٔ ۵۶مرآت اوست جمله ذرات کاینات
  7. شمارهٔ ۵۷عشق ما را هزار فن آموخت
  8. شمارهٔ ۵۸از ما خبر برید بدان عاشقان مست :
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.