پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۴۷

«لن ترانی » می رسد از طور موسی را جواب

چون خطاب از دوست آید سر بنه، گردن متاب

گر ز حق ترسیده از فریاد «یا ربی بزن

تا دمادم بشنوی از حق خطاب مستطاب

چنک می گوید «اغثنی یا ودود» از سوز عشق

گر تو فانی گشته ای «ارنی » است در بانگ رباب

جام می می نوش و از نزدیک ما دوری مکن

آخر، ای نادان، مگر نشنیده ای «من غاب خاب؟»

مدتی «لبیک » و «سعدیکی » بزن در راه دین

تا ترا «لبیک » آید از خدا اندر جواب

دل بدلبندی بده، یا زنده مانی جاودان

این سخن مشهور باشد در حدیث شیخ و شاب

تا تو دربند حجابی غافلی، بی بهره ای

قاسمی، گر مرد راهی وارهان دل از حجاب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹ای از جمال روی تو تابنده آفتاب
  2. شمارهٔ ۵۰ای پرتو جمال ترا بنده آفتاب
  3. شمارهٔ ۵۱عدیل نیست ترا در جهان حسن و ملاحت
  4. شمارهٔ ۵۲ای مظهر جمال تو مرآت کاینات
  5. شمارهٔ ۵۳پیش از بنای مدرسه و دیر سومنات
  6. شمارهٔ ۵۴دلم رابرد عشقت، «فات مافات »
  7. شمارهٔ ۵۵«ستة ایام » گفت و «سبع سماوات »
  8. شمارهٔ ۵۶مرآت اوست جمله ذرات کاینات
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.