پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۴۳

سخنی می رود به صدق و صواب

جان عالم تویی، به جان دریاب

جمله ذرات رو بدان سویند

که تویی جمله را ملاذ و مآب

با تو کس را برابری نرسد

که تویی مرجع ثواب و عقاب

دل و جان را کجا کند روشن؟

زاهد مرده، واعظ در خواب

سعی کن، سعی، تا برون آری

کشتی عمر خویش از غرقاب

قاسمی، عمر نازنین بگذشت

به شتابست عمر ما، بشتاب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵شب، همه شب به هوای تو چنین مست خراب
  2. شمارهٔ ۴۶عاشقم، خسته ام، خراب و یباب
  3. شمارهٔ ۴۷«لن ترانی » می رسد از طور موسی را جواب
  4. شمارهٔ ۴۸یار همسایه تو شد، دریاب
  5. شمارهٔ ۴۹ای از جمال روی تو تابنده آفتاب
  6. شمارهٔ ۵۰ای پرتو جمال ترا بنده آفتاب
  7. شمارهٔ ۵۱عدیل نیست ترا در جهان حسن و ملاحت
  8. شمارهٔ ۵۲ای مظهر جمال تو مرآت کاینات
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.