پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۳۸

«اسمعوا منی، یا اولی الالباب »:

همه لبند و دوست لب لباب

همه در وقت آشکار و نهان

این حکایت کنند چنگ و رباب

هرچه بشنید در میان آرد

بهمان وصف عود در مضراب

جز تو کس نیست از ظهور و بطون

بهمین شد تمام فصل خطاب

ما بمحبوب راز می گوییم

«اغلق الباب، ایهاالبواب »

سخنی می رود ز شوق درون

این سخن را بذوق جان دریاب

سخن از روی و زلف او گویم

قصه روشن و شب مهتاب

هر زمانی ندا رسد از غیب:

دل مبندید در رباط خراب

قاسمی روی بر زمین دارد

رو ازین خسته فقیر متاب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰ای رخ زیبای تو رشک مه و آفتاب
  2. شمارهٔ ۴۱باده ارزان شد و زهاد خرابند و یباب
  3. شمارهٔ ۴۲چند ازین افسانهای خاک و آب؟
  4. شمارهٔ ۴۳سخنی می رود به صدق و صواب
  5. شمارهٔ ۴۴سخنی می رود بوجه صواب
  6. شمارهٔ ۴۵شب، همه شب به هوای تو چنین مست خراب
  7. شمارهٔ ۴۶عاشقم، خسته ام، خراب و یباب
  8. شمارهٔ ۴۷«لن ترانی » می رسد از طور موسی را جواب
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.