پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۶

بس بمساجد شدیم بهر تولا

مسجد اقصی کجاست؟ مسجداقصا؟

مسجد اقصای ماست بلده طیب

مسجد اقصی کجاهاست؟ «دنی فتدنا»

مسجد اقصی ظهور قدس تجلی

مسجد اقصی ظهور مولی و مولا

مسجد اقصای ماست کنه معانی

مسجد اقصای ماست خاطر دانا

ای دل، اگر طالبی و رهرو راهی

عشق طلب کن، مگو حدیث تمنا

دم مزن از کفر و دین، که هر دو حجابست

خرقه بسوزان، مگو حدیث مصلا

گر تو کلیمی کجاست قدرت موسی؟

ور تو مسیحی کجاست صفوت احیا؟

هست جهان بحر، لیک بحر بما شد

خود نبود بحر جز بواسطه ما

قاسمی،آن یار ظاهرست چو خورشید

دیده بینا کراست؟ دیده بینا؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸تا پریشان نکند زلف ترا باد صبا
  2. شمارهٔ ۹جگر پردرد و دل پرخون و جان سرمست و ناپروا
  3. شمارهٔ ۱۰چند پرسی ز کجایی و کجایی و کجا؟
  4. شمارهٔ ۱۱خدا را، ای مذکر، رحم فرما
  5. شمارهٔ ۱۲خوش خاطرم که یار مرا گفت: مرحبا
  6. شمارهٔ ۱۳زهی شوق و زهی شوق، زهی عشق و تمنا!
  7. شمارهٔ ۱۴شراب آتشین آمد ز دست ساقی جان‌ها
  8. شمارهٔ ۱۵طلوع پرتو حسنست در جهان، اما
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.