پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۱۵

طلوع پرتو حسنست در جهان، اما

خلاف مذهب و دین چیست؟ معنی اسما

بجان تو که هزاران هزار فرسنگست

ز شهر عالم صورت بملک «اوادنا»

جهان پرست ازین آفتاب عالمتاب

کجاست طلعت خورشید و چشم نابینا؟

ز شوق مستی عشق تو کف زنان گویم:

«تنن تنن، تنن تن، تلا تلا تللا»

خطا ز فعل خدا نیست، راه جهل مرو

ز چین ابروی خود اوفتاده ای بخطا

«یحبهم » ز خدا آمد، ای فقیه، مرنج

خلاف مذهب حق نیست، عشق بازی ما

بیمن دولت وصل تو قاسمی وارست

ز فکر سایه طوبی و جنت الماوا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷«کل من رام تف بوجه سما»
  2. شمارهٔ ۱۸گر صفات خدا کنی بسزا
  3. شمارهٔ ۱۹گر عشق نباشد نرسد قطره بدریا
  4. شمارهٔ ۲۰گریبان می‌درم هردم که: دامان درمکش از ما
  5. شمارهٔ ۲۱«نون گفت » و «قلم » گفت تقدس و تعالا
  6. شمارهٔ ۲۲هرچه آن می رود از حد سمک تا بسما
  7. شمارهٔ ۲۳ساقی، ز کرم پر کن این جام مصفا را
  8. شمارهٔ ۲۴نمی دانم چه افتادست قسمت از قدر ما را
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.